باکس آفیس:۳۱ اگوست تا ۷ سپتامبر ۲۰۱۵ (۹ تا ۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۴)/ وقتی «مأمور انتقال» با «سوخت گیری مجدد»‌هم به صدر جدول نمی رسد!

این هفته، با وجود اکران دو فیلم شاخص، صدرنشین های هفته قبل فقط جایشان را با هم عوض کردند!

اختصاصی هفت سرزمین/ حسن محسنی «باکس آفیس»‌ عنوان بخش ویژه ای در سایت ماست که در آن – هر دوشنبه – در قالب سنت «ریویو»نویسی، به تحلیل ویژه ای از جدول فروش سینمای آمریکا می پردازیم. با توجه به اهمیت اقتصادی و فرهنگی – هنری سینمای آمریکا در معادلات سینمایی جهان- به ویژه از بعد اقتصادی و هنری- بررسی و تحلیل جدول فروش فیلم ها می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

«هفت سرزمین» هر دوشنبه گزارش ویژه «باکس آفیس» تحلیل جدول معرفی فیلم های سینمای جهان- را تقدیم خواهد کرد.

********

۱/ اتاق جنگ (war room)/ الکس کندریک 

هفته دوم اکران: ۹ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۲۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار

انگار سیاهان و رنگین پوستان دست از سر صدر جدول باکس افیس برنمی دارند و فقط جایشان را به هم تعارف می کنند! بعد از ۳ هفته صدرنشینی، «مستقیم به کامپتون» که درباره یک گروه رپ گانگستری سیاهپوست است جایش را به «اتاق جنگ» که یک درام خانوادگی درباره چند خانواده سیاهپوست است! تعارف کرد و خودش به رتبه دوم رفت!

الکس کندریک (نویسنده، تهیه کننده و کارگردان یونانی/ گرجی الاصل) بعد از تجربه کارگردانی درام نسبتا موفق- مثلا «دلیر» در سال ۲۰۱۱- حالا با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون دلاری کمپانی سونی روی فیلمنامه برادران کندریک، یک درام خانوادگی- مذهبی تازه را روانه اکران کرده است.

پریسیلا شیرر و تی.سی استالینگ، بازیگران این درام متفاوت هستند که داستانی تقریبا سراسر درباره سیاه پوستان را روایت می کند:

تونی و الیزابت جوردن زندگی ای سرشار از شادی و نشاط و‌ آرامش دارند.. تا‌ آن که با پیرزنی به نام کلارا آشنا می شوند که پای آن ها و دخترشان را به ماجراهایی نگران کننده باز می کند…

فیلم را نسبتا می توان محصولی موفق در گیشه (با فروش کمی بیش تر از ۹ میلیون دلار در هفته دوم اکران در ۱۵۲۶ سالن) دانست که با فروش کل نزدیک به ۲۵ میلیون دلار تا حالا، مشخصا خانواده های سیاهپوستان را به عنوان مخاطبان اصلی خود انتخاب کرده است.

اما مخاطبان فیلم در سایت imdb چندان روی خوشی به آن نشان ندادند و از ۱۰ نمره فقط ۵/۲ نمره را به فیلم هدیه کردند.

اتاق جنگ

**

۲/ مستقیم به کامپتون (straight outta compton)/ اف. گَری گِرِی 

هفته چهارم اکران: ۸ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۴۷ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار

این هفته، با دست به دست شدن صدر جدول بین دو فیلم «مستقیم به کامپتون» و «اتاق جنگ»، فیلم اول بعد از سه هفته صدرنشینی و فروشی بسیار موفق، به رده دوم باکس آفیس رفت.

«مستقیم به کامپتون» با نمره بسیار خوب ۸/۴ از ۱۰ از سایت imdb؛ رتبه ۷۱ از ۱۰۰ در متا اسکور و ۳۵ نقد در متا کریتیک، در هفته ۴ اکران خود، با افت فروش ۳۳ درصدی، در ۳۰۹۴ سالن سینما در امریکا و امریکای شمالی اکران شد و نزدیک به ۹ میلیون دلار فروخت تا هم عملاً به محصولی بسیار موفق بدل شود و هم به مجموع فروش ۱۵۰ میلیون دلار نزدیک شود.

فیلم، داستان تشکیل، فراز و فرودها و روند موفقیت یکی از مهم ترین گروه های موسیقی رپ و هیپ هاپ در همه این سال ها را روایت می کند که بسیار هم محبوب و مشهورند: گروه NWAو یکی از شخصیت های مهمشان: dr. dre

موسیقی هیپ هاپ در گوشه کنارهای محله های فقیر نشین سیاهان درنیویورک شکل گرفت اما خیلی سریع به سراسر امریکا و حتی اروپا کشیده شد و محبوبیت عظیمی هم کسب کرد. سیاهان فقیر و معترض به بی عدالتی، عاشق این سبک شدند و بعدها با محوریت همین گروه NWA (مخفف Niggaz With Attitude) و ICE T، سبکی از این نوع موسیقی را با نام «گانگستر رپ» بنیان گذاشتند که به دلیل ماهیت به کلی اعتراضی و سیاه و خشنش، محبوبیت وحشتناکی پیدا کرد؛ تا آن جا که این سبک را می توان موفق ترین و محبوب ترین سبک موسیقی رپ و هیپ هاپ- و یکی از محبوب ترین سبک های موسیقی مدرن- دانست.

گروه NWA به واسطه همین سبک موسیقی، حتی از ICE T و سپس public enemy هم پیشی گرفت و به ویژه بعد از ارائه آلبوم Straight Outta Compton در سال ۱۹۸۹، عملاً به محبوب ترین نماینده این سبک موفق بدل شد (نام فیلم هم از این آلبوم مشهور و ترانه اصلی اش با همین عنوان گرفته شده).. تا آن جا که این آلبوم در رده ۴ فهرست ۵۰ آلبوم برتر همه دوران موسیقی راک و رپ قرار گرفت.

اما روی آوردن مردم و جوانان به این سبک اعتراضی بسیار صریح و خشن، بدون تلفات نبود: رپ در حال اوج گرفتن بود. جوانان تشنه شنیدن آلبوم های بعدی و حرف های تازه بودند. اگر رپ را روزی «CNN سیاهان» می دانستند، حالا دیگر اکثریت شنوندگان آن جوانان سفید بودند که همپای همسن های سیاه خود، فرهنگ Gangster Rap را جشن می گرفتند.

محاکمه ها و انتقادهای فراوانی در پی ناامنی ها و حرکت های اعتراضی پراکنده (ملهم از وجه اعتراضی و تند این سبک موسیقی) برپا شد وکه بخش عمده ای از آن ها هم دامان گروه NWA را گرفت… و این در حالی بود که اعتراض های فراوانی به نژادپرستی علیه سیاهان و رفتارهای خشن پلیس با آن ها ایجاد شده بود که به حوادثی خونین در امریکا منجر شد.

فیلم، داستان همین فراز و نشیب ها و کشاکش ها را به تصویر می کشد.. که ظاهراً تا حدود زیادی – هم در گیشه و هم از نظر هنری- موفق بوده است.

اف. گَری گِری که از او فیلم متوسط اما تماشایی «شهروند مطیع قانون» را به یاد داریم، با حمایت کمپانی یونیورسال، یکی از مهم ترین فیلم های این سبک- که حالا به نوعی می شود دیگر آن را «زیر ژانر هیپ هاپ»! در ژانر فیلم های موسیقی نام گذاشت، را کارگردانی کرد.

مستقیم به کامپتون

**

۳/ پیاده روی در جنگل (a walk in the woods)/ کن کواپیس (جدید/‌هفته اول اکران)

هفته اول اکران: ۱۰ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار

سال ۱۹۹۸ کتابی با نام «پیاده روی در جنگل» به قلم بیل برایسون در قالب نوعی اتوبیوگرافی منتشر شد که بلافاصله به یکی از پرفروش ترین کتاب های دهه قبل هم بدل گردید.

کتاب، ماجراهای نویسنده ای کهنسال به نام بیل برایسون را روایت می کرد که بعد از سال ها سیر و سفر در نقاط مختلف جهان، حالا به آمریکا برگشته و در تصمیمی دیوانه وار تصمیم گرفته با وجود سن و سال بالایش، مسیری ۲ هزار کیلومتری را با همراهی یک دوست قدیمی که ماجراجویی الکلی است در قلب جنگل ها و کوهستان ها طی کند!

کتاب، چنان موفق بود که از همان زمان رابرت ردفورد علاقه شدیدی برای تبدیل آن به یک فیلم سینمایی داشت و حتی اعلام کرد با دوست قدیمی اش پل نیومن این فیلم را بازی و کارگردانی خواهد کرد.. اما این تصمیم از آن تصمیم هایی بود که خیلی امکان تحققش وجود نداشت..چرا که چند سال بعد، یعنی در سال ۲۰۰۸ ، پل نیومن کبیر عمرش را به رابرت ردفورد داد و درگذشت!

چند کارگردان دیگر هم دورخیز کردند تا فیلم را بسازند اما امکان پذیر نشد.. تا آن که سرانجام کن کواپیس (کارگردان تلویزیونی- سینمایی ۵۸ ساله آمریکایی که شاید مهم ترین فیلمش «معجزه بزرگ»/ ۲۰۱۲ باشد) این امکان را پیدا کرد که با حمایت و بازی ردفورد این کتاب را با سرمایه گذاری تقریبا ۴۰ میلیون دلاری کمپانی برود گرین به فیلم تبدیل کند.

برای ایفای نقش مقابل ردفورد در کاراکتر برایسون، نیک نولتی انتخاب شد تا ایفا کننده نقش رفیق قدیمی برایسون- استفن- باشد که یک پیرمرد ماجراجوی الکلی است! تیم دو نفره مسافران تشکیل شد و اما تامپسون هم نقش همسر برایسون را – کاترین- بر عهده گرفت… برایسون و استفن با پشت سر گذاردن ماجراهای فراوانی که حتی خطر مرگ هم در آن ها وجود دارد قدم در مسیری می گذارند که به اندازه کافی دیوانه وار است تا تماشاچیان هم برای تماشای کل کل مداوم این زوج مسافران ترغیب بشوند!

اغلب منتقدان از بازی های ردفورد و نولتی تمجید کرده اند اما ظاهرا کن کواپیس کار شاقی در تبدیل کتاب به فیلم نکرده و حتی بعضی منتقدان در انتقاد از فیلم، آن را تقریبا یک کار با «فرمت تلویزیونی و نه سینمایی» دانسته اند!

فیلم در اولین هفته اکران، فروشی در حد انتظار داشت و توانست در ۱۹۶۰ سالن سینما، کمی بیشتر از ۱۰ میلیون دلار بفروشد که فروش متوسط اما قابل قبولی برای چنین فیلمی است.

از نظر هنری هم اوضاع فیلم خیلی بد نیست: نمره ۶/۷ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۵۱ از ۱۰۰ در متا اسکور، و ۲۶ نقد در متا کریتیک.

A Walk in the Woods

**

۴/ مأموریت غیر ممکن ۵، ملت سرکش‌ (mission impossible: rouge nation)/ کریستوفر مک کوآری

هفته ششم اکران: ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۸۰ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار

تام کروز و فیلمش در هفته ۶ اکران و با توجه به صدرنشینی «اتاق جنگ» و موفقیت «پیاده روی در جنگل»، به رده ۴ جدول نزول کردند:

«مأموریت غیر ممکن ۵» با نام فرعی «ملت سرکش»، در هفته ۶ اکران، در ۲۸۴۹ سالن و با وجود افت فروش ۱۲ درصدی، توانست ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار بفروشد و رقم فروش ۱۸۰ میلیون دلار را رد کند؛ در حالی که نمره های خوبی هم از تماشاگران سختگیرتر و منتقدان کسب کرده:

نمره ۸ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۷۵ از ۱۰۰ در متا اسکور، و ۴۴ نقد در متا کریتیک.

سکان کارگردانی و هدایت قسمت پنجم مجموعه فیلم های «مأموریت غیر ممکن» با نام فرعی «ملت سرکش»، از سوی زعمای کمپانی پارامونت به کریستوفر مک کواری (این نویسنده و تهیه کننده مشهور و معتبر هالیوودی) واگذار شد که بعد از تجربه نوشتن فیلمنامه هایی چون: جک غول کش، لبه فردا، توریست و چند کار شاخص دیگر، به جدیدترین کارگردانی بدل شود که با موفقیت، یک فیلم دیگر به این مجموعه افزوده باشد.

فیلم، به سیاق ۴ بخش قبلی، ترکیب خوش ساخت و نفسگیری از حادثه و هیجان و جاسوسی و تیراندازی و اکشن در غایت خود است و گفته می شود صحنه های اکشن و بدلکاری ها و انفجارهایش حسابی خیره کننده از کار درآمده است.

آن ها که فیلم را دیده اند معتقدند یکی از نقاط قوت این فیلم، فیلمنامه و شخصیت پردازی آن است که حاصل قلم فیلمنامه نویس چیره دستی مثل مک کواری است؛ در حالی که بعد از کارگردانی «جک ریچر» و گیشه ناموفقش، خیلی ها به انتخاب مک کواری برای کارگردانی این فیلم انتقاد داشتند.

در فیلم، باز هم ماجرایی دیدنی درباره اتان هانت مأمور ضد جاسوسی (با بازی تام کروز) روایت می شود:

اتان هانت اعتقاد دارد در پشت پرده چند جنایت بین المللی اخیر، اتحادیه ای با نفوذ و قدرتمند از تبه کاران بین المللی قرار دارند؛ اما یک مقام بلند پایه سازمان جاسوسی آمریکا به نام آلن هانلی (آلک بالدوین) اتفاقا اعتقاد دارد که فعالیت های اِتان و تیم IMF می تواند امنیت ملی را به خطر بیندازد. اما اِتان باز هم به سراغ گروه خبره اش می رود تا او را بریا یافتن رد پاهایی از این اتحادیه کمک کنند.  آن ها در تلاش های خود به یک تروریست خطرناک به نام سالومون لین (شان هریس) برخورد می کنند و تازه ماجراهای اصلی آغاز می شود…

ماموریت غیر ممکن ۵

**

۵/ مأمور انتقال سوختگیری مجدد (The Transporter Refueled)/ کامیل دلاماره (جدید/‌ هفته اول اکران)

هفته اول اکران: ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار

قسمت جدید از مجموعه فیلم های نسبتا موفق و خوش ساخت «مأمور انتقال» که کاراکتر جالبی را برای جیسون استاتهام درست کرده بود، ظاهرا تخم دو زرده غریبی است که با وجود «سوختگیری مجدد» و جایگزینی اد اسکرین به جای استاتهام، روی فیلم های قبلی را هم سفید کرده!

هر قدر تماشاگران عادی سینما از بعضی جلوه های ویژه و صحنه های اکشن آن تعریف کرده اند، منتقدان و تماشگران سختگیر سینما حسابی آن را نواخته و تقریبا تمام ابعاد فیلم را- از کارگردانی تا بازی ها- مورد انتقاد جدی قرار داده اند!

در ماجراهای فیلم، باز هم پای فرانک مارتین وسط است (شخصیتی که جیسون استاتهام در قسمت های قبلی بازی می کرد و لااقل توانسته بود نظر تماشاگران اکشن پسند را جلب کند)… مارتین سرباز سابق ارتش، یک مأمور انتقال است و این بار مأمور می شود بسته ای را در محلی به اشخاصی تحویل بدهد. مارتین برای اولین بار، فضولی اش گل می کند و تصمیم می گیرد بسته مشکوک تحویلی را باز کند.. اما متوجه می شود که بسته مذکور در واقع یک انسان است…!

کامیل دلاماره (تدوینگر taken 2 و مامور انتقال ۳) حالا بعد از یکی دو تجربه نه چندان شاخص در سینمای اکشن حرفه ای، از طرف کمپانی اروپا کراپ مامور شده تا مامور انتقال جدید را سوختگیری مجدد کند و به سینماها برساند.. اما حاصل کار با وجود سرمایه تقریبا ۵۰ میلیون دلاری، از هر نظر ناامید کننده است:

بازی های افتضاح اغلب بازیگران به خصوص اد اسکرین، فقط چند صحنه اکشن نسبتا تماشایی، فیلمنامه درب و داغان پر از حفره، و البته فیلمی نه چندان گرم و هیجان‌آور.

این طوری است که فیلم در اولین آخر هفته، در ۳۴۳۴ سالن اکران شد و با وجود تبلیغات و امیدهای فراوان، به یک شکست تجاری سخت بدل شد: فقط کمی بیشتر از ۷ میلیون دلار.

از نظر هنری هم تماشاگران جدی تر و هم منتقدان، حسابی به حساب فیلم رسیده اند: نمره ۴/۶ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۳۱ از ۱۰۰ در متا اسکور، و ۶۶ نقد اغلب منفی در متا کریتیک.

The Transporter Refueled

**

۶/ راه فراری نیست (no scape)/ جان اریک دودل 

هفته دوم اکران: ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار

جان اریک دودل (تهیه کننده و نویسنده و کارگردان آمریکایی) بعد از چند تجربه سینمایی درام و اکشن (مثلا As Above, So Below در سال ۲۰۱۴)، این بار بر اساس فیلمنامه خودش و همسرش، اکشنی استاندارد و تماشایی را با سرمایه گذاری ۵۰ میلیون دلاری کمپانی برادران واینستاین ساخته که تماشاگرانش را تا حدود زیادی راضی نگه داشته و نمره های هنری خوبی هم کسب کرده، اما توقعی را که از فیلم می رفت در گیشه ها برآورده نکرده…

فیلم، در هفته دوم اکران در ۳۴۱۵ سالن سینما اکران شد اما با افت فروش ۳۳ درصدی، فقط ۵ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروخت تا با مجموع فروش ۱۸ میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری، تحرکات و اکشن بازی های پیرس برازنان و اوون ویلسون هم به دادش نرسد:

یک محقق و تاجر آمریکایی به نام جک (ویلسون) که در زمینه امور آب و گیاهان فعالیت دارد به اتفاق خانواده اش برای سفری تفریحی- کاری به مالزی می رود… اما ناگهان خود را وسط یک کودتای خشن سیاسی می بینند. او تلاش می کند خود و خانواده اش را به سفارت‌ آمریکا برساند و در این راه از یک آدم مرموز به نام هاموند (برازنان) که گردشگر به نظر می رسد هم کمک می گیرد.. اما اوضاع از آن چه به نظر می رسد خراب تر است…

فیلم از نظر هنری اوضاع نسبتا خوبی دارد: نمره ۷ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۳۹ از ۱۰۰ در متا اسکور، و ۷۷ نقد در متا کریتیک.

راه فراری نیست

**

۷/ مردی از یو.ان.سی.ال.ای (the man from U.N.C.L.A)/ گای ریچی 

هفته چهارم اکران: ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۳۹ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار

گای ریچی، با این فیلم، وجه دیگری از علاقه متفاوت خود را به روایت های جاسوسی – معمایی نشان می دهد؛ روایتی که کمپانی پارامونت، بودجه ای ۷۵ میلیون دلاری را برایش کنار گذاشت، اما فروش آن تا پایان هفته ۴ اکران (نزدیک به ۴۰ میلیون دلار در ۲۱۰۲ سالن سینما) عملاً آن را به یک شکست تجاری قابل توجه بدل کرده؛ هر چند نمره خوب ۷/۷ از ۱۰ در سایت imdb تا حدودی به کمکش آمده باشد.

«مردی از یو.ان.سی.ال.ای»، با بازی هنری کاویل (سوپر من تازه سینما)، آرمی هامر و هیو گرانت، از آن اکشن های جاسوسی مدرن (هر چند به داستانی مربوط به چند دهه قبل می پردازد) و عجیب و غریبی است که با سبک روایی خاص ریچی و بازی های خوب کاویل و هامر، به یکی از تماشایی ترین جاسوسی های جدید سینما بدل شده است:

ناپلئون سولو (هنری کاویل) مامور یک سازمان جاسوسی چند ملیتی (U.N.C.L.A/ United Network Command for Law and Enforcement: شبکه متحد فرماندهی برای قانون و اجرای قانون) است که شخصیتی خودخواه، تکرو و مغرور دارد. او در سال ۱۹۶۳ با یک مامور اهل شوروی به نام ایلیا کوراکین (آرمی همر) همکار می شود تا با همکاری یکدیگر دنیا را از شر یک جنگ هسته ای تمام عیار نجات دهند. در این مسیر، دختری به نام گبی (آلیشیا ویکاندر) هم با آن ها همراه می شود…

گای ریچی فیلمساز صاحب سبک انگلیسی که اکشن های نوآورانه تماشایی (دو قسمت «شرلوک هولمز» بسیار درخشان و دیدنی/ قاپ زنی و ..) را از او دیده ایم، حالا با این اکشن جاسوسی مدرن و متفاوتش، باز هم با قدرت به هالیوود بازگشته است.

man-from-uncle

۸/ شوم ۲ (sinister 2)/ سیاران فوی 

هفته سوم اکران: ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار دلار

فیلم، در هفته سوم اکران، در ۲۶۵۱ سالن سینما اکران شد و با افت فروش ۲۸ درصدی، موفق شد نزدیک به ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار بفروشد تا در پایان هفته سوم، به رقم فروش کل نزدیک به ۲۴ میلیون دلار برسد. اما نمره های فیلم ناامید کننده است: ۵۶ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۳۰ از ۱۰۰ در متا اسکور و ۱۳ نقد در متا کریتیک.

سه سال بعد از موفقیت نصفه نیمه فیلم تقریبا ترسناک «شوم»، مسوولان کمپانی فوکوس دوباره ۵۰ میلیون دلار کنار گذاشتند و به جای اسکات دریکسون کارگردان فیلم قبلی، سیاران فوی (کارگردان تازه کاری در اولین تجربه حرفه ای خود)  را انتخاب کردند تا دومین قسمت «شوم» را برایشان کارگردانی کند… اما حاصل چندان امیدوار کننده نبود.

داستان کلیشه ای فیلم را هم به بازی بازیگران نه چندان شناخته شده اش (جیمز رنسون و شانین سوسامون) اضافه کنید تا در کنار کارگردانی ضعیف، دلایل شکست فیلم آشکارتر شود:

یک مادر جوان به همراه پسران دوقلویش به خانه ای در حومه شهر نقل مکان می کنند که در آن قتلی رخ داده است… کم کم معلوم می شود ماجرا کمی بدتر است: انگار ارواحی در این خانه نفرین شده. اجازه نخواهند داد آب خوش از گلوی ساکنین جدید پایین برود…

شیطانی ۲

**

۹/ درونِ بیرون (inside out)/ پیتر داکتر و رونالدو دل کارمن

هفته دوازدهم اکران: ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۳۴۹ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار

پیکسار بعد از چند هفته غیبت در جدول باکس آفیس، به مدد اکران گسترده مجدد و افزایش فروش ۱۳۳ درصدی!، توانست «درون بیرون» را دوباره به باکس افیس برگرداند: فیلم، در هفته ۱۲ اکران، در ۲۹۶۷ سالن سینما، رقم فروش ۳۴۹ میلیون دلار را رد کرد و در رده ۹ باکس آفیس نشست.

پیتر داکتر (بعد از حضور تعیین کننده و موثر در انیمیشن های محبوب پیکسار از جمله: وال- ای، قصه اسباب بازی، شرکت هیولاها و بالا) به همراه رونالدو دل کارمن (نویسنده و کارگردان و انیماتور فیلیپینی الاصل انیمیشن هایی چون بالا و راتاتوی)، این شاهکار جذاب و جدید پیکسار را روانه سینماها کردند که از مدت ها قبل موفقیتش قابل پیش بینی بود.

رتبه و نمره ارزشگذاری هنری فیلم عالی است: نمره ۸/۹ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۹۳ از ۱۰۰ در متا اسکور و البته ۴۴ نقد عموم مثبت در متا کریتیک.

فیلم، داستانی کمی کلیشه ای اما آزموده و جذاب را روایت می کند:

رایلی دختربچه ای است که از محل تولدش و جایی که دوستان و همراهانش حضور دارند جدا شده و به سان فرانسیسکو برده می شود. حضور رایلی در مکان جدید باعث درگیری او با احساس لذت ، ترس، خشم، ناراحتی و تنفر می شود و البته آشنایی او با دوستان جدید و از همه مهم تر کلی موجود عجیب و غریب دیگر هم در راه است…

درون بیرون

**

۱۰/ مرد مورچه ای (ant man)/ پی تون رید 

هفته هشتم اکران: ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۷۳میلیون و ۲۰۰ هزار دلار

«مرد مورچه ای» در هفته ۸ اکران، با افت فروش ۶ درصدی و با فروش اندکی کمتر از ۳ میلیون دلار در ۱۵۲۷ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، توانست فروش کل خود را به رقم ۱۷۳ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار برساند.

فیلم، پس از ۷ هفته اکران، تا این جا از موفقیت گیشه ای بین المللی خوبی هم برخوردار بوده و در سطح جهانی هم اکرانی موفق را تجربه می کند.

«مرد مورچه ای»، با کارگردانی پیتون رید (کارگردان کهنه کار تلویزیونی که موفق ترین فیلم سینمایی اش «بله مرد» بوده) و با بازی خوب پل راد در نقش مرد مورچه ای و مایکل داگلاس، از آن اقتباس های جاندار و موفق از کمیک بوک های مارول است که پس از صدرنشینی در هفته اول، در هفته های بعدی هم اوضاع گیشه ای روبراهی دارد.

«مرد مورچه ای»، اقتباسی وفادارانه از کمیک بوک های مرد مورچه ای مارول است:

اسکات لنگ سارق حرفه‌ای در اثر آزمایش های دوستش دکتر هنک پیم، قابلیتی شگفت‌انگیز پیدا می‌کند: او می‌تواند ابعاد خود را کوچک اما قدرتش را بیشتر کند. اکنون لنگ با داشتن این توانایی باید به دکتر پیم (با بازی مایکل داگلاس) کمک کند. آن ها باید از راز لباس و توانایی های مرد مورچه ای در برابر تهدیدها محافظت کنند و با یک سرقت بزرگ دنیا را نجات بدهند.

این محصول جدید والت دیزنی/ مارول بر اساس یکی از مهم ترین و محبوب ترین کاراکترهای کمیک بوک های مارول ساخته و سه هفته قبل روانه پرده سینماها شد تا حالا معلوم شود که مارول در این سال ها به چه چاه نفت پر سود و تضمین شده ای برای هالیوود بدل شده است.

مدت ها بود که بعد از تبدیل مداوم و پشت سر هم شخصیت های محبوب مارول به فیلم، همه منتظر ساخته شدن «مرد مور چه ای»- از اولین ها و با سابقه ترین شخصیت های کمیک بوکی مارول- بودند که با موفقیت گیشه ای اخیرش از همین حالا می شود ساخت دنباله های متعددش را به انتظار نشست.

فیلم از نظر هنری هم محصولی نسبتا موفق بوده: نمره ۸ از ۱۰ در سایت imdb؛ رتبه ۶۴ از ۱۰۰ در متا اسکور و نیز بیش از ۴۰ نقد در متا کریتیک، بخشی از این موفقیت نسبی هنری را نشان می دهند.

مرد مورچه

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=13746

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *