باکس آفیس: ۱۴ تا ۲۱ دسامبر ۲۰۱۵ (۲۳ تا ۳۰ آذر ماه ۱۳۹۴)/ وقتی سینماهای سراسر جهان درگیر «جنگ ستارگان» می شوند!!

این هفته، کل جدول باکس آفیس و اساساً سینمای دنیا با آغاز اکران «جنگ ستارگان ۷» درگیر این فیلم عظیم شد که برای شکستن همه رکوردها به میدان آمده است.

اختصاصی هفت سرزمین/ حسن محسنی «باکس آفیس»‌ عنوان بخش ویژه ای در سایت ماست که در آن – هر دوشنبه – در قالب سنت «ریویو»نویسی، به تحلیل ویژه ای از جدول فروش سینمای آمریکا می پردازیم. با توجه به اهمیت اقتصادی و فرهنگی – هنری سینمای آمریکا در معادلات سینمایی جهان- به ویژه از بعد اقتصادی و هنری- بررسی و تحلیل جدول فروش فیلم ها می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

«هفت سرزمین» هر دوشنبه گزارش ویژه «باکس آفیس» – تحلیل جدول معرفی فیلم های سینمای جهان- را تقدیم خواهد کرد.

********

۱/ جنگ ستارگان؛ نیرو برمی خیزد (Star Wars: The Force Awakens)/ جی جی آبرامز  (جدید/ هفته اول اکران)

هفته اول اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۲۳۸ میلیون دلار!!

فروش بین المللی: ۵۱۷ میلیون دلار!!

کل بودجه:  ۲۰۰ میلیون دلار

سرانجام پس از چند سال انتظار، هفتمین قسمت این «بلاک باستر» عظیم و این «نماد و نماینده تام و تمام سینما و فرهنگ امریکا» به پرده های سینماهای سراسر جهان رسید و همان طور که انتظار می رفت، با فروشی خیره کننده، در آستانه شکستن تعدادی از مهم ترین رکوردهای تاریخ سینماست. 

فیلم، با پشتوانه سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری کمپانی دیزنی (که سال ۲۰۱۲ کل امتیاز و اعتبار کمپانی لوکاس را یکجا خرید) و با عقبه ای از ماه ها تبلیغات محیطی و مجازی و شفاهی، در ۴۱۳۴ سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با فروشی خیره کننده، جهان را شگفت زده کرد. این اواخر کار تبلیغات این فیلم به جاهای باریک کشیده بود!: گوگل و جی میل فضاهایی اختصاصی در اختیارش گذاشته بودند و حتی باراک اوباما هم به صورت مستقیم به تبلیغات فیلم کمک کرد و در کاخ سفید با حضور و پشتیبانی سربازان فضایی، نشست رسانه ای برگزار کرد!!

حاصل این موج عظیم فرهنگی و سینمایی و تبلیغاتی، تسخیر پرده اکران سینماهای جهان بود: فیلم، در اولین آخر هفته اکرانش، در امریکا و امریکای شمالی نزدیک به ۲۴۰ میلیون دلار (فقط در دو روز!!) فروخت و در اکران بین المللی هم در همان دو روز، مرز فروش ۵۱۷ میلیون دلار را پشت سر گذاشت! و با چنین موفقیتی، اخطاری جدی به «آواتار» و «تایتانیک» داد که احتمالاً جایگاهشان را در رتبه اولین و دومین فیلم های فهرست پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما از دست خواهند داد.

در هفتمین قسمت این مجموعه که به کارگردانی جی جی آبرامز عرضه شده،جان بویگا، دیسی ریدلی، آدام درایور، اسکار آیزاک، اندی سرکیس، دومهنل گیلسون، مکس فون سیدو، هریسون فورد، کری فیشر، مارک همیل، آنتونی دنیلز، پتر مایو و کنی بیکر هستند. 

«نیرو برمی خیزد»، تازه اولیناولین قسمت از سومین سه‌گانه جنگ ستارگان است که به معنای در راه بودن دو قسمت دیگر از این مجموعه ظرف ۲- ۳ سال آینده است.

در این قسمت، روایت تازه ای از ماجراهای پر فراز و نشیب جنگ ستارگان روایت می شود: سه دهه پس از شکست امپراتوری کهکشانی، یک تهدید جدید و بسیار ویرانگر مطرح شده است.  شوالیه ها و جنگجویان و فرماندهان ستارگان و سیاره های مختلف در فضای لایتناهی، برای مبارزه با این تهدید جدی بسیج می شوند…

فیلم، از نظر هنری هم بسیار موفق بوده: نمره عالی ۸/۸ از ۱۰ در سایت imdb؛ نمره ۹۴ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ نمره ۸۱ از ۱۰۰ در متا اسکور؛ و ۴۵۷ نقد در متا کریتیک نشان می دهد که هم از نقطه نظر تجاری و هم از نظر ارزشیابی هنری، فیلم اثری ارزشمند و قابل دفاع است.

Star Wars

**

۲/ آلوین و سنجاب ها؛ سفر سنجابی (Alvin and the Chipmunks: The Road Chip)/ والت بکر  (جدید/ هفته اول اکران)

هفته اول اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۵ میلیون دلار

فروش بین المللی: هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۷۰ میلیون دلار

انگار نمی توان پایان مشخصی برای این مجموعه تقریباً موفقِ تقریباً کودکانه! را متصور شد که بعد از موفقیت نسبی قسمت اول، و با وجود شکست توأمان تجاری و هنری دو قسمت بعدی، تهیه کنندگانش هم چنان به آن امیدوارند و این بار در چهارمین قسمت، بی تردید ضعیف ترین و سخیف تریم قسمت مجموعه را روانه بازار سینما کرده اند.

فیلم، با امتیاز نازل و افتضاح ۳/۴ از ۱۰ در سایت imdb، و نمره های بدتری همچون ۱۳% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ و ۳۴% از ۱۰۰% در متاکریتیک، از ضعیف ترین فیلم های ۲۰۱۵ است که بی تردید جایگاه ویژه ای در جوایز تمشک طلایی خواهد داشت!

ماجرایی که در فیلم تعریف می شود، بی مزه تر و کلیشه ای تر از دو قسمت قبلی است:

آلوین و سیمیون و تئودور که به درخواست نامزد آلوین قرار است  سفری به نیویورک برای تفریح و گردش داشته باشند خود را برای سفر آماده می کنند ولی تئودور در جریان بازی کردن و خوش گذرانی هایش گم می شود و …

سرمایه گذاری ۷۰ میلیون دلاری کمپانی فوکس و سپردن سکان کارگردانی این فیلم به والت بکر (که جز دو سه فیلم ضعیف مثل «سگ های پیر» و «خوک های وحشی» و چند قسمت سریال های سطحی، چیز دندان گیری از او ندیده ایم)، در هیاهوی وحشتناک جنگ ستارگان در صدر جدول باکس آفیس، به کلی گم شد و با وجود نشستن فیلم در رده دوم جدول، با فروشی ۱۵ میلیون دلاری در ۳۶۵۳ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، عملاً به محصولی شکست خورده در هر دو بعد گیشه و هنر بدل شد.

Alvin and the Chipmunks

**

۳/ خواهرها (Sisters)/ جیسون مور  (جدید/ هفته اول اکران)

هفته اول اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۴ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۱۶ میلیون دلار

کل بودجه:  ۲۰ میلیون دلار

جیسون مور (که به جز قسمت اول فیلم «شش دانگ»، فقط کارگردانی چند فیلم کوتاه و چند قسمت سریال های تلویزیونی را در کارنامه دارد) با سرمایه گذاری ۲۰ میلیون دلاری کمپانی یونیورسال، مسؤول ساخت این کمدی کلیشه ای بر اساس فیلمنامه پائولا پل و با بازی تینا فی و امی پوهلر شد که از مدت ها قبل، با تبلیغات فراوان، امید زیادی به فروش موفقش می رفت اما این فیلم هم در گرداب جنگ ستارگان، رتبه ای بهتر از سوم در جدول باکس آفیس نیافت و با فروشی معادل ۱۴ میلیون دلار در  ۲۹۶۲ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، فروشی متوسط را تجربه کرد؛ در حالی که نمره های متوسطش هم نشان می دهد از نظر ارزشیابی هنری هم محصول متوسطی است: نمره ۶/۷ از ۱۰ در imdb؛ ۶۰% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ ۶۹% از ۱۰۰% در متاکریتیک؛ و راجر ایبرت هم فیلم را دوست داشته و نمره ۳ از ۴ را به آن داده است.

ماجرای فیلم قدری کلیشه ای به نظر می رسد:

دو خواهر تصمیم می گیرند که آخرین مهمانی را در خانه قدیمی شان – آن هم قبل از فروش خانه توسط پدر و مادرشان- راه بیندازند؛ اما ماجراها به این سادگی پیش نمی رود…

Sisters

**

۴/ عطش مبارزه: زاغ مقلد ۲ (The Hunger Games: Mockingjay – Part 2)/ فرانسیس لاورنس 

هفته پنجم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۶ میلیون دلار/ فروش کل ۲۵۴ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۵۹۶ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۴۰ میلیون دلار

فیلم در پنجمین هفته اکران هم با توجه به اکران «جنگ ستارگان ۷» و چند فیلم جدید، سقوط سختی را تجربه کرد و به رده ۴ باکس آفیس لغزید. «زاغ مقلد ۲» در ۲۶۵۳ سالن سینما در امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با وجود افت فروش فاحش ۵۰ درصدی، بیش از ۶ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش حدود ۲۵۵ میلیون دلار در  امریکا و امریکای شمالی برسد؛ در حالی که در اکران بین المللی هم تا الآن نزدیک به ۵۹۶ میلیون دلار فروخته و به محصولی موفق از نظر گیشه تبدیل شده و ادامه ساخت این مجموعه را از همین حالا تضمین کرده است.

فقط یک سال بعد از نمایش موفق قسمت دیگری از مجموعه عظیم و محبوب و نوجوانانه ای هم چون «عطش مبارزه»- یا در ترجمه ای دیگر، همان «بازی های گرسنگی»-، حالا فرانسیس لارنس که تجربه ساخت و نمایش بسیار موفقیت آمیز قسمت پیشین- «زاغ مقلد ۱»- را در کارنامه دارد، قسمت دوم را با سرمایه گزاری ۱۴۰ میلیون دلاری کمپانی لایونز گیت روانه اکران سینماهای جهان کرده که شروعی بسیار خوب هم در سینماهای امریکا و امریکای شمالی و هم در سراسر جهان (البته قاعدتاً  به جز ایران خودمان!) داشته است.

فیلم، از نظر ساخت و پرداخت و به لحاظ روایت سینمایی، هم چنان اثری استاندارد و خوش ساخت است که داستان علمی- تخیلی و کمی فلسفیِ نوجوان پسندش را راحت و روان و همراه با جلوه های ویژه حیرت انگیز تعریف می کند و البته در فضاسازی آخرالزمانی اش هم کماکان موفق است. بازی های فیلم – به خصوص جنیفر لارنس- به امضا و اعتباری برای این مجموعه بدل شده و استقبال نوجوانان و جوانان سراسر جهان از فیلم و کاراکترهایش هم نشانه گذاری و هدف گیری درست و حرفه ای سازندگان و خالقان این مجموعه حکایت می کند.

روایت این قسمت، از پایان قسمت اول آغاز می شود: منطقه پانم درگیر جنگی سراسری و هولناک شده و جان همه ساکنین در خطر است. کتنیس (لارنس) که ناخواسته رهبر شورشیان در مبارزه با رئیس جمهور اسنو شده، به کمک نفراتی که به همراه دارد برای پایان دادن به این جنگ و حکومت فاسد اسنو اقدام می کند اما این مبارزه اصلاً مبارزه آسانی آسان نیست…

فیلم، از نظر ارزش گذاری هنری هم اوضاع بدی ندارد: نمره ۷/۳ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۷۰ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۶۵ درصد از ۱۰۰ درصد در متاکریتیک نشان دهنده استقبال خوب منتقدان از فیلم است.

hunger games

**

۵/ کرید (creed)/ رایان کوگلر 

هفته چهارم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۵ میلیون دلار/ فروش کل ۸۸ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۹۳ میلیون دلار

کل بودجه:  ۳۵ میلیون دلار

فیلم، در چهارمین هفته اکران، فروشی موفق به نسبت جایگاه و اهمیت خود داشت: ۵ میلیون دلار در ۲۴۳۳ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و البته فروش کل ۸۸ میلیون دلاری؛ و فروش بین المللی ۹۳ میلیون دلاری.

رایان کوگلر بعد از کارگردانی چند فیلم کوتاه که شهرتی نسبی برایش در پی داشت، سال ۲۰۱۳ درام زندگینامه ای تماشایی و دلچسب«ایستگاه فروتویل» را به عنوان اولین کار حرفه ای سینمایی روانه اکران سینماها کرد که برایش موفقیت هایی هم به ارمغان آورد؛ از جمله این که سال ۲۰۱۵ کمپانی برادران وارنر بودجه ای ۷۰ میلیون دلاری را برای کارگردانی درام ورزشی «کرید» در اختیارش گذاشت تا با بازی مایکل بی جوردن و سلوستر استالونه، این فیلم ورزشی- بوکسی! را روانه اکران سینماها کند.

فیلم، حاصل موفقی داشته و یکی از بهترین فیلم های ورزشی سال های اخیر هم هست؛ چنان که نمره بسیار خوب ۸/۸ از ۱۰ را از سایت imdb؛ رتبه عالی ۹۲ درصد را از سایت روتن تومیتوز؛ و حتی نمره ۴ از ۴ را از راجرت ایبرت منتقد کهنه کار کسب کرده است.

راکی بالبوا (سیلوستر استالونه) که قهرمان سابق بوکس سنگین وزن جهان بوده تصمیم می گیرد تا به عنوان تمرین دهنده و مربی بوکس، ادونیس جانسون (مایکل بی جوردن) پسر یکی از دوستان فقیدش را آماده مبارزات بزرگ کند…

همه این ها نشان می دهد که می توان منتظر تماشای یک درام ورزشی تماشایی – مثل «چپ دست» جیک جیلنهال که مدتی قبل دیدیم- باشیم؛ ضمن این که «کرید» را می توان بازگشت موفق استالونه کهنسال با یک فیلم قابل دفاع، به صدر سینمای جهان هم دانست.

کرید

**

۶/ دایناسور خوب ( good dinosaur)/ پیتر سوهن 

هفته چهارم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۹۷ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۱۹۰ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۲۰ میلیون دلار

فیلم در چهارمین هفته اکران، در ۲۷۵۵ سینما اکران شد و با افت فروش ۵۹ درصدی، به فروش نزدیک ۵ میلیون دلاری و مجموع فروش ۹۷ میلیون دلار در سینماهای امریکا و امریکای شمالی رسید که فروش نسبتا خوبی است اما نه برای یک انیمیشن پیکساری؛ در حالی که مجموع فروش جهانی اش هم حداکثر به ۱۹۰ میلیون دلار رسیده که فروش موفقی نیست.

شاید لازم است با این واقعیت کنار بیاییم: پیکسار هم می تواند شکست بخورد! و این واقعیت، ظاهرا به شکلی درباره این انیمیشن جدید کمپانی پیکسار که امید زیادی به آن می رفت صدق می کند که البته این شکست بعد از موفقیت همه جانبه «درون بیرون» دردناک تر هم هست.

«دایناسور خوب» ماجرای  دایناسوری گیاه خوار را تعریف می کند که  در اتفاقی غیرمنتظره یک دوستی صمیمی را با پسر بچه ای به نام اسپات آغاز می کند و این دوستی اتفاقات مختلفی را برای او به همراه می آورد.  دایناسورها پس از وقوع فاجعه‌ای هولناک (مثل برخورد شهاب سنگ به کره زمین) از بین نرفته‌اند بلکه به موجوداتی باهوش مبدل شده‌اند

سال ۲۰۱۴ سال خوبی برای پیکسار نبود.. اما پیکسار سال ۲۰۱۵ را با «درون بیرون» آغاز کرد که موفقیتی گسترده و عظیم را برایش در پی داشت و حتی از هم اکنون شانس اصلی بهترین اسکار سال را در دست دارد؛ ولی انیمیشن «دایناسور خوب» از افتتاحیه خیلی خوبی برخوردار نشد.

فیلم را پیتر سوهن کارگردانی کرده که بعد از سال ها بازیگری و صدا پیشگی و ساخت فیلم ها و انیمیشن های کوتاه، حالا اولین فیلم بلندش را کارگردانی کرده است.

«دایناسور خوب» از سایت imdb نمره ۷/۴ از ۱۰؛ از سایت روتن تومیتوز رتبه ۷۷ درصد؛ و از سایت متاکریتیک هم رتبه ۶۷ درصد را کسب کرده که امتیازات و رتبه های خوبی است.

دایناسور خوب

 **

۷/ کرامپوس (krampus)/ مایکل داگرتی 

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۴ میلیون دلار/ فروش کل ۳۵ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۴۸ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۵ میلیون دلار

فیلم در سومین هفته نمایش در امریکا و امریکای شمالی، در ۲۳۷۱ سالن سینما اکران شد و حدود ۴ میلیون دلار فروخت و فروش کل ۳۵ میلیون دلاری را تجربه کرد که البته فروش خیره کننده ای محسوب نمی شود؛ ضمن این که در آغاز فروش بین المللی هم حداکثر به رقم ۴۸ میلیون دلار رسید.

در آستانه کریسمس ۲۰۱۶، اغلب فیلم هایی که اکران می شوند به نوعی با موضوع کریمس و سال جدید و تعطیلات مربوطند و بسیاری از فیلمسازان و کمپانی های فیلمسازی، تلاش می کنند همسو با فضای شاد کریسمس، کمدی های شنگول خانوادگی و انیمیشن های شاد کودک پسند خود را روانه اکران سینماها کنند.. اما انگار امسال، کمپانی یونیورسال، رویه متفاوتی را پیش گرفته و انیمیشن جدیدی را روانه سینماها کرده که شاید بهتر بود در ایام جشن هالووین و وفور فیلم های ترسناک اکران می شد!!

انیمیشن تازه این کمپانی که با یک سرمایه گذاری نسبتاً اندک ۱۵ میلیون دلاری و با یک کارگردان نسبتاً تازه کار (مایکل داگرتی که این فیلم را بعد از چندین تجربه نویسندگی و تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم های کوتاه، به عنوان اولین فیلم بلند حرفه ای اش کارگردانی کرده)، بیشتر یک فانتزی ترسناک! است که شاید خیلی هم مناسب تماشای کودکان نباشد! و قرار است یک دیو بی شاخ و دم به شکل گاو / انسان! را با کلی تاریخ و اسطوره ترسناک، به نحو دیگری برای بچه ها معرفی کند!

«کرامپوس» در فرهنگ عامه و قدیمی مردم بخش هایی از اتریش، باواریا، آلپ و بخش هایی از آلمان، موجودی دیو مانند – و حتی شبیه تصاویر اساطیری از شیطان- است که به عنوان «اهریمن کریسمس»، در نقطه مقابل یکی از قدیسین مشهور و محبوب یعنی سنت نیکلاس، وجه تاریک کریسمس و اساطیر مرتبط  با کریسمس محسوب می شود؛ به این معنا که در اساطیر کریسمس و الهیات مسیحی، سنت نیکلاس همان قدیس شیرین و محبوبی است که به پاس رفتارها و اعمال خوب بچه ها در فصل کریسمس به آن ها پاداش می دهد؛ اما کرامپوس همان موجود گاو / انسان مانند دیو صفتی است که بچه هایی را که در فصل کریسمس بدرفتاری و بداخلاقی می کنند مجازات می کند! و در مواردی که شرارت و بداخلاقی بچه ها خیلی افتضاح بوده باشد! آن ها را با خود می برد! کرامپوس با این توصیف ها چنین هیبتی دارد:

krampus-christmas-4

اهالی باواریا و آلپ و حتی اتریشی ها و آلمانی ها و بسیاری نقاط اروپا به نحو متمایزی با این اسطوره «شر» در الهیات مسیحی، مواجه می شوند: هر سال در فصل کریسمس، جشن های خیابانی بسیار بزرگی در مناطق مذکور برگزار می شود که شامل مقادیر زیادی حرکات موزون عجیب و غریب، پوشیدن لباس و زدن ماسک کرامپوس، و مقدار زیادی هیاهو و شیطان بازی الکی است!

حالا با این پیش زمینه، بعد از تولید و نمایش انیمیشن ها و فیلم های کوتاه و بلند با محوریت این موجود عجیب، این فیلم حرفه ای هم به عنوان هدیه کریسمس به سینما دوستان عرضه شده که هدیه چندان چشمگیری هم نیست!: 

پسر کوچکی به نام تام پس از اینکه کریسمس بدی را پشت سر می گذارد و بد رفتاری های زیادی هم نشان می دهد، به طور ناگهانی با اهریمن کریسمس مواجه می شود که به سراغ او و خانواده اش آمده است…

«کرامپوس» از نظر هنری اوضاع متوسطی دارد: نمره ۷/۱ از ۱۰ در سایت imdb؛ و نمره ۶۶ درصد در سایت روتن تومیتوز؛ در حالی که راجر ایبرت نمره ۳ از ۴ را به فیلم داده است.

کرامپوس

**

۸/ در قلب دریا (In the Heart of the Sea)/ ران هاوارد 

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۹ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۶۹ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۰۰ میلیون دلار

ران هاوارد کهنه کار (که آثار ارزشمند و خاطره انگیزی مثل «آپولو ۱۳» و «رمز داوینچی» و «فرشتگان و شیاطین» و اخیراً هم «راش» را در کارنامه دارد) این بار با سرمایه گذاری هنگفت و ۱۰۰ میلیون دلاری کمپانی برادران وارنر، این اکشن ماجراجویانه، عظیم و زندگینامه ای را بر اساس فیلمنامه چارلز لویت و با بازی کریس همسورث در نقش اوون چیس، روانه اکران سینماها کرده که بعد از فروشی متوسط در اولین هفته اکران، در دومین هفته، در ۳۱۰۳ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، فروشی زیر متوسط را تجربه کرد و تا رده ۸ جدول لغزید: حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار و در مجموع، ۱۹ میلیون دلار که حتی با فروش نزدیک به ۷۰ میلیون دلاری بین المللی، باز هم یک شکست تجاری سنگین محسوب می شود.

فیلم، نمره های ارزشیابی خیلی خوبی ندارد و از این نظر محصول متوسطی است: نمره ۷/۲ از ۱۰ در imdb؛ ۴۱% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ و ۴۷% از ۱۰۰% در متاکریتیک.

فیلم را به نوعی، نسخه ای خاص و متفاوت از «موبی دیک» هرمان ملویل و نسخه های سینمایی متفاوت آن دانسته اند: 

روایتی مبتنی بر واقعیت (البته با چاشنی های سینمایی) ازغرق شدن یک کشتی صید نهنگ توسط  نهنگ غول پیکر در سال ۱۸۲۰ که الهامبخش رمان  موبی دیک محسوب می شود.

In the Heart of the Sea

**

 

۹/ شبح (spectre)/ سام مندس 

هفته هفتم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۱۹۴ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۸۳۷ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۱۰ میلیون دلار

جیمز باند جدید سینما، در هفتمین هفته اکران، با افت فروش ۶۵ درصدی در ۱۲۲۵ سالن سینما، ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروخت و با مجموع فروش ۱۹۴ میلیون دلار در امریکا و امریکای شمالی، به رده ۹ جدول لغزید؛ در حالی که فروش جهانی آن بسیار موفقیت آمیز بوده و تاکنون مرز ۸۳۷ میلیون دلار را رد کرده است.

بیست و چهارمین قسمت از مجموعه محبوب، «بفروش» و مشهور جیمز باند با نام «اسپکتر» یا «شبح» و با بازی دانیل کریگ در نقش باند و کارگردانی سام مندس، سرانجام پس از یک افتتاحیه بسیار موفق در انگلستان و چند کشور دیگر (به عنوان یکی از بهترین افتتاحیه های جیمز باندی) سرانجام به سینماهای امریکا و امریکای شمالی رسید و در اولین آخر هفته، در ۳۹۲۹ سالن اکران شد و همان طور که انتظار می رفت بعد از چند هفته صدرنشینی «مریخی»، خود در صدر باکسی آفیس نشست.

آن ها که فیلم را روی پرده دیده اند، از جلوه های ویژه و صحنه های اکسن آن تعریف می کنند اما اغلبشان گاف ها و نواقص جدی فیلمنامه و خط روایتی فیلم را پاشنه آشیل اصلی آن می دانند.

البته فیلم از مدت ها قبل از نمایش عمومی، دچار مشکلات و حواشی بسیار گسترده ای شد: نخستین بار در جریان حواشی بعد از اکران کمدی پر دردسر «مصاحبه»، که کمپانی فیلمسازی سونی مورد حمله هکرها قرار گرفت، فیلمنامه اصلی و تعدادی از برگه ها و اطلاعات مربوط به امور مالی پروژه به سرقت رفت تا آن جا که کمپانی اعلام کرد این فیلمنامه نسخه اولیه بوده و فیلم در حال ساخت تفاوت های آشکاری با آن دارد.

دیگر مشکل فیلم هم مقایسه ناگزیر آن با قسمت ۲۳ جیمز باند (اسکای فال) است که خیلی ها مدعهی هستند بهترین فیلم این مجموعه از ابتدا تاکنون بوده؛ و حالا در قیاس این دو فیلم با هم، مشکلات و نواقص آن خیلی بیشتر از همیشه به چشم می آید. بماند که هنوز هم خیلی از طرفداران متعصب جیمز باند، دانیل کریگ را هنوز هم به رسمیت نمی شناسند! و او را انتخاب مناسبی برای ایفای این کاراکتر نمی دانند؛ با این که اغلب منتقدان بازی کریگ در این فیلم را از بهترین حضورهای او در این نقش می دانند.

در این قسمت از این مجموعه هم یک داستان جاسوسی- اکشن پرمایه روایت می شود:

 باند  (دنیل کریگ) پیغامی رمزنگاری شده دریافت می کند که کنجکاوی او را برمی انگیزد. وی برای یافتن حقیقت به مکزیکو سیتی و رم سفر می کند تا بتواند سرنخ هایی از این نامه مرموز دریافت نماید. وی پس از ملاقات با همسر بیوه یک جنایتکار مشهور به لوسیا  (مونیکا بلوچی) متوجه می شود که یک سازمان جنایتکارانه به نام «اسپکتر» وجود دارد که می تواند امنیت جهان را برهم بزند و با نقشه هایی شوم، بر دنیا مسلط شود…

این در حالی است که نمره های ارزشیابی سینمایی و هنری فیلم هم متوسط به بالاست: نمره ۷/۴ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۶۲ درصد در سایت روتن تومیتوز و ۶۰ درصد در سایت متاکریتیک.

 Spectre

 **

۱۰/ شب قبل (The Night Before)/ جاناتان لواین

هفته پنجم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۴۲ میلیون دلار

فروش بین المللی: هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۳۰ میلیون دلار

کمدی خاص جاناتان لواین در پنجمین هفته اکران، باز هم سقوط کرد و به رده ۱۰ جدول رضایت داد: در ۱۲۳۵ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با افت فروش فاحش ۷۱ درصدی، در حدود ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار فروخت تا به مجموع فروش ۴۲ میلیون دلار برسد؛ در حالی که هنوز اکران بین المللی ندارد.

در این فیلم، باز هم ست روگن و رفقا از راه می رسند! و باز هم یک کمدی لوس و وقیح و نه چندان بامزه با دیالوگ های سطحی و شوخی های سطحی تر و سکانس های پرده درانه مثلا جنسی!

بعد از شاهکار!!های شبه کمدی بی مزه ای مثل «اینجا آخرشه!» و «مصاحبه!»، چشممان به جمال یک شبه کمدی دیگر از ست روگن و شرکا روشن شد که این بار شوخی های سخیفی هم با برخی اعتقادات مسیحی و یهودی دارند.

جاناتان لواین که از او دو فیلم خوب «۵۰/۵۰» و «بدن های گرم» و حتی یک قسمت از سریال تماشایی rush را دیده ایم، با ست روگن و جوزف گوردون لویت و جیمز فرانکو و آنتونی مکی- یعنی تقریبا همان تیم فیلم «اینجا آخرشه»- این کمدی عجیب و غریب و البته تا حدود زیادی وقیحانه- که اصلا این سبک فیلم، امضای روگن و شرکا به حساب می آید- را با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون دلاری کمپانی سونی/ کلمبیا روانه پرده سینماها کرده است.

در شب سال نوی میلادی، سه دوست صمیمی؛ اتان (جوزف گوردون لویت)، اسحاق (ست روگن) و کریس (آنتونی مکی) که دو تا از آن ها یهودی هم هستند،  تصمیم می گیرند شبی را نیویورک سپری کنند و به دنبال «جام مقدس» جشن کریسمس بگردند… اما در حالی که شب قبلش را در نهایت ولنگاری و خوش گدرانی گدرانده اند وارد ماجراهای شبه کمیک عجیبی می شوند…

فیلم، تا حدودی نظر موافق منتقدان را هم جلب کرده: نمره ۷/۵ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۶۴ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۵۸ درصد از ۱۰۰ درصد در متاکریتیک.

The Night Before

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=15258

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *