The Hateful Eight

باکس آفیس: ۲۸ دسامبر تا ۴ ژانویه ۲۰۱۵ (۷ تا ۱۴ دی ماه ۱۳۹۴)/ وقتی حتی «هشت نفرت انگیز» هم گرفتار طوفان «جنگ ستارگان» می شوند!!

این هفته کم ترین تغییرات ممکن در جدول باکس آفیس رخ داد و فقط یک فیلم- «هشت نفرت انگیز» تارانتینو- به جدول راه پیدا کرد.

اختصاصی هفت سرزمین/ حسن محسنی «باکس آفیس»‌ عنوان بخش ویژه ای در سایت ماست که در آن – هر دوشنبه – در قالب سنت «ریویو»نویسی، به تحلیل ویژه ای از جدول فروش سینمای آمریکا می پردازیم. با توجه به اهمیت اقتصادی و فرهنگی – هنری سینمای آمریکا در معادلات سینمایی جهان- به ویژه از بعد اقتصادی و هنری- بررسی و تحلیل جدول فروش فیلم ها می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

«هفت سرزمین» هر دوشنبه گزارش ویژه «باکس آفیس» – تحلیل جدول معرفی فیلم های سینمای جهان- را تقدیم خواهد کرد.

********

۱/ جنگ ستارگان؛ نیرو برمی خیزد (Star Wars: The Force Awakens)/ جی جی آبرامز 

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۸۹ میلیون دلار/ فروش کل ۷۴۱ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۱ میلیارد و ۵۱۱ میلیون دلار!!

کل بودجه:  ۲۰۰ میلیون دلار

در تداوم اکران بسیار موفق و رکوردشکنی های پیاپی «جنگ ستارگان»، فیلم در سومین هفته اکران در ۴۱۳۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و با وجود افت فروش ۴۱ درصدی، نزدیک به ۹۰ میلیون دلار فروخت تا به مرز فروش ۷۵۰میلیون دلار برسد؛ و در اکران بین المللی هم (فقط در سه هفته!!) ، مرز فروش ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار را پشت سر گذاشت! و با چنین موفقیتی، به احتمال فراوان به زودی جایگاه «تایتانیک» و سپس شاید جایگاه «آواتار» را در رتبه دومین و اولین فیلم های فهرست پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما کسب می کند.

سرانجام پس از چند سال انتظار، هفتمین قسمت این «بلاک باستر» عظیم و این «نماد و نماینده تام و تمام سینما و فرهنگ امریکا» به پرده های سینماهای سراسر جهان رسید و همان طور که انتظار می رفت، با فروشی خیره کننده، در آستانه شکستن تعدادی از مهم ترین رکوردهای تاریخ سینماست. 

فیلم، با پشتوانه سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیون دلاری کمپانی دیزنی (که سال ۲۰۱۲ کل امتیاز و اعتبار کمپانی لوکاس را یکجا خرید) و با عقبه ای از ماه ها تبلیغات محیطی و مجازی و شفاهی، در ۴۱۳۴ سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با فروشی خیره کننده، جهان را شگفت زده کرد. این اواخر کار تبلیغات این فیلم به جاهای باریک کشیده بود!: گوگل و جی میل فضاهایی اختصاصی در اختیارش گذاشته بودند و حتی باراک اوباما هم به صورت مستقیم به تبلیغات فیلم کمک کرد و در کاخ سفید با حضور و پشتیبانی سربازان فضایی، نشست رسانه ای برگزار کرد!!

حاصل این موج عظیم فرهنگی و سینمایی و تبلیغاتی، تسخیر پرده اکران سینماهای جهان بود؛ که البته این تسخیر در فصل اکران فیلم های اسکاری هم همچنان ادامه داشت. 

در هفتمین قسمت این مجموعه که به کارگردانی جی جی آبرامز عرضه شده،جان بویگا، دیسی ریدلی، آدام درایور، اسکار آیزاک، اندی سرکیس، دومهنل گیلسون، مکس فون سیدو، هریسون فورد، کری فیشر، مارک همیل، آنتونی دنیلز، پتر مایو و کنی بیکر هستند. 

«نیرو برمی خیزد»، تازه اولین قسمت از سومین سه‌گانه جنگ ستارگان است که به معنای در راه بودن دو قسمت دیگر از این مجموعه ظرف ۲- ۳ سال آینده است.

در این قسمت، روایت تازه ای از ماجراهای پر فراز و نشیب جنگ ستارگان روایت می شود: سه دهه پس از شکست امپراتوری کهکشانی، یک تهدید جدید و بسیار ویرانگر مطرح شده است.  شوالیه ها و جنگجویان و فرماندهان ستارگان و سیاره های مختلف در فضای لایتناهی، برای مبارزه با این تهدید جدی بسیج می شوند…

فیلم، از نظر هنری هم بسیار موفق بوده: نمره عالی ۸/۸ از ۱۰ در سایت imdb؛ نمره ۹۴ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ نمره ۸۱ از ۱۰۰ در متا اسکور؛ و ۴۵۷ نقد در متا کریتیک نشان می دهد که هم از نقطه نظر تجاری و هم از نظر ارزشیابی هنری، فیلم اثری ارزشمند و قابل دفاع است.

Star Wars

**

۲/ خانه پدری (Daddy’s Home)/ شون آندرس  

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۲۹میلیون دلار/ فروش کل ۹۴ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۱۱۶ میلیون دلار

کل بودجه:  ۳۵ میلیون دلار

فیلم، در دومین هفته نمایش هم اکرانی موفق داشت و در ادامه طوفان اکران «جنگ ستارگان» توانست در ۳۳۴۲ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، حدود ۲۹ میلیون دلار بفروشد (تا اینجا ۹۴ میلیون دلار) و فروش بین المللی ۱۱۶ میلیون دلاری را هم تجربه کند. این در حالی است که نمره های ارزشیابی فیلم خیلی قابل توجه نیست: نمره ۶/۶ از ۱۰ در سایت imdb؛ نمره ۳۰% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ و نمره ۴۱% از ۱۰۰% در متاکریتیک.

شون اندرسن بعد از کارگردانی چند کمدی و درام نه چندان قابل توجه، مسؤول به سرانجام رساندن پروژه سینمایی ۳۵ میلیون دلاری کمپانی پارامونت بر اساس فیلمنامه برایان برنز و با بازی مارک والبرگ و ویل فارل شد؛ پروژه ای که دقیقاً تحت تأثیر سبک خاص کمدی هایی است که معمولاً ویل فارل در آن ایفای نقش می کند و حاوی مقادیر زیادی از شوخی های رکیک و البته اغلب بامزه است.

یک تهیه کننده رادیویی که اخیراً ازدواج کرده سعی می کند بهترین ناپدری ممکن برای بچه های همسرش باشد؛ اما  اوضاع زمانی بهم می ریزد که پدر واقعی بچه ها سر می رسد و این دو سعی می کنند هرکدام برای بچه ها تاثیر گذارتر باشند…

خونه بابا

**

۳/ هشت نفرت انگیز (the hateful eight)/ کویینتین تارانتینو  

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۷ میلیون دلار/ فروش کل ۳۰ میلیون دلار

فروش بین المللی:هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۴۴ میلیون دلار

ضیافت جدید «بچه سینما» جناب کویینتین تارانتینو به میزبانی هشت موجود نفرت انگیز (که شاید این صفت خیلی هم برایشان برازنده نیست! و باید دنبال صفت جامع تری بود!) در دومین هفته اکران در ۲۴۷۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی (بعد از یک هفته اکران آزمایشی محدود) برگزار شد و طرفداران و هواخواهان سینه چاک استاد، حسابی دلی از عزا درآوردند!

محصول جدید برادران واینستاین در کمپانی واینستاین با سرمایه گذاری ۴۴ میلیون دلاری و به کارگردانی تارانتینو، بعد از تجربه تماشایی دلنشین و تماشایی قبلی در همین ژانر وسترن («جانگوی از بند رسته»)، از آن محصولات تارانتینویی همیشگی است:

تا دلتان بخواهد، شخصیت های منفی درب و داغان خاص و عجیب و غریب اما جذاب و دوست داشتنی دارد؛

تا دلتان بخواهد، سکانس های خونپاش و حیرت انگیز و خشن با استایل منحصر به فرد تارانتینویی دارد؛

تا دلتان بخواهد؛ پیچش های داستانی و شکست های روایتی و رودست زدن هایغافلگیر کننده دارد؛

بازی های عالی همه بازیگران، چند ستاره دوست داشتنی که  دوباره بازگشته اند، و موسیقی زیبای انیو موریکونه دارد؛

و البته تا دلتان بخواهد، مملو از دیالوگ های شنیدنی و استثنایی به سبک تارانتینو است.

مجموع این ها باعث شده که از دید بسیاری از هواداران تارانتینو و شمار زیادی از منتقدان سینما، فیلم جدید او از دیدنی ترین و بهترین آثار او محسوب شود؛ چنان که از سایت imdb نمره ۸/۱ از ۱۰؛ از سایت متاکریتیک نمره ۶۹% ؛ و از سایت روتن تومیتوز هم نمره ۷۱% را به دست آورده است.

فیلم البته به این سادگی به مرحله اکران نرسید: ابتدا نسخه اصلی فیلمنامه به سرقت رفت و تارانتینو مجبور شد تغییراتی اساسی در فیلمنامه و فیلم ساخته شده ایجاد کند؛ بعد جنجال های گسترده و دعواهای سیاسی و رسانه ای پلیس امریکا با تارانتینو پیش آمد؛ و مصیبت آخر زمانی اتفاق افتاد که نسخه با کیفیت فیلم یک هفته قبل از اکران به دست سارقان افتاد و میلیون ها نسخه از آن به شکل غیر قانونی منتشر شد که البته تأثیر ویرانگری هم بر گیشه و فروش فیلم گذاشت؛ با این همه، فیلم در دومین هفته اکران در ۲۴۷۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، با ۲۵۲ درصد افزایش فروش!، ۱۷ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش ۳۰ میلیون دلاری برسد؛ در حالی که هنوز منتظر آغاز اکران گسترده بین المللی است.

داستان جدیدی که تارانتینو با همه عشقش به سینمای بدنه (همه آن B movieهای تماشایی و حالا کلاسیک شده)، ژانر وسترن و بازیگران فراموش شده یا رو به افول سینمای تجاری روایت می کند، روایت غریب ۸ موجود واقعا نفرت انگیز است که همگی با انگیزه های مختلف اما مرتبط، در یک مغازه/ کافه سرد و یخ زده وسط بیابان دور هم جمع می شوند:

نفرت انگیز اول: سرهنگ مارکیس وارن (با بازی خیره کننده ساموئل ال جکسون در یک شاه نقش تازه) ژنرال بی رحم بی وجدان و خشنی که از دل جنگ های داخلی امریکا به این حهنم یخ زده وارد شده؛

نفرت انگیز دوم: جان راث (با بازی عالی کرت راسل تمام نشدنی)، جایزه بگیری که عهد کرده شکارش را زنده به طناب اعدام بسپرد!؛

نفرت انگیز سوم: دیزی دامرگو (در بازگشت تمام عیار و دیدنی جنیفرجیسن لی) که بی تردید از نفرت انگیزترین کاراکترهای زن در تاریخ سینماست!؛

نفرت انگیز چهارم: کلانتر جدید شهر رد راک، کریس منیک (با بازی عالی و جذاب والتون گوگینز)، کلانتر نفرت انگیزی که برای شروع کارش، راهش به این مهلکه باز می شود؛

نفرت انگیز پنجم: اسوالدو موبری (با بازی تیم راث  همیشه خوب) که از آن دودوزه بازهای نفرت انگیز است؛

نفرت انگیز ششم: جو گیج (با نقش آفرینی ستاره سال های دور و بازیگر محبوب تارانتینو، مایکل مدسن) مرموز ترین نفرت انگیز این جماعت؛

نفرت انگیز هفتم: ژنرال سندی اسمیترز (با بازی عالی بروس درن پیر کبیر) در نقش ژنرال جنگ های داخلی امریکا که در پیری هم به اندازه کافی نفرت انگیز است!؛

نفرت انگیز هشتم: اُ بی (گاریچی و دستیار جان راث با بازی جیمز پارکس) که وقت نمی کند به اندازه بقیه، نفرت انگیز باشد!… و البته یک نقش کوچک اما عالی و محوری برای چانینگ تاتوم که اینجا در دایره شخصیت های تارانتینویی، خوب ابراز وجود می کند.

همه این جماعت نفرت انگیز، در کلی رفت و برگشت های زمانی و شکست روایتی و البته پیچش های داستانی و رودست زدن های پیاپی، سر از مغازه/ کافه جهنمی درمی آورند تا آن که… (خودتان فیلم را ببینید که تجربه ناب اما خشنی از سبک خاص تارانیتنو است).

The Hateful Eight

**

۴/ خواهرها (Sisters)/ جیسون مور

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۳ میلیون دلار/ فروش کل ۶۲ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۶۷ میلیون دلار

کل بودجه:  ۲۰ میلیون دلار

«خواهرها» را می توان به نسبت بودجه و جایگاهش از موفقیتی نسبی برخوردار دانست که البته در سومین هفته اکران، رتبه ای بهتر از رده ۴ جدول باکس آفیس نیافت.

فیلم در سومین هفته اکران، در ۲۹۷۸ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با ۱۱ درصد افت فروش نسبت به هفته دوم اکران، در نهایت ۱۳ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش ۶۲ میلیون دلار برسد؛ در حالی که در اکران بین المللی هم فروش ۶۷ میلیون دلاری را تجربه کرده است.

جیسون مور (که به جز قسمت اول فیلم «شش دانگ»، فقط کارگردانی چند فیلم کوتاه و چند قسمت سریال های تلویزیونی را در کارنامه دارد) با سرمایه گذاری ۲۰ میلیون دلاری کمپانی یونیورسال، مسؤول ساخت این کمدی کلیشه ای بر اساس فیلمنامه پائولا پل و با بازی تینا فی و امی پوهلر شد که از مدت ها قبل، با تبلیغات فراوان، امید زیادی به فروش موفقش می رفت اما تا الآن فروشی نسبتاً موفق و البته متوسط را پشت سر گذاشته است؛ در حالی که نمره های متوسطش هم نشان می دهد از نظر ارزشیابی هنری هم محصول متوسطی است: نمره ۶/۷ از ۱۰ در imdb؛ ۶۰% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ ۶۹% از ۱۰۰% در متاکریتیک؛ و راجر ایبرت هم فیلم را دوست داشته و نمره ۳ از ۴ را به آن داده است.

ماجرای فیلم قدری کلیشه ای به نظر می رسد:

دو خواهر تصمیم می گیرند که آخرین مهمانی را در خانه قدیمی شان – آن هم قبل از فروش خانه توسط پدر و مادرشان- راه بیندازند؛ اما ماجراها به این سادگی پیش نمی رود…

Sisters

**

۵/ آلوین و سنجاب ها؛ سفر سنجابی (Alvin and the Chipmunks: The Road Chip)/ والت بکر 

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۲ میلیون دلار/ فروش کل ۶۸ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۴۸ میلیون دلار

کل بودجه:  ۷۰ میلیون دلار

سرمایه گذاری ۷۰ میلیون دلاری کمپانی فوکس و سپردن سکان کارگردانی این فیلم به والت بکر (که جز دو سه فیلم ضعیف مثل «سگ های پیر» و «خوک های وحشی» و چند قسمت سریال های سطحی، چیز دندان گیری از او ندیده ایم)، در ادامه هیاهوی وحشتناک جنگ ستارگان در صدر جدول باکس آفیس، به کلی گم شد و با وجود نشستن فیلم در رده ۵ جدول، با فروشی ۱۲ میلیون دلاری در ۳۴۷۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و با افت فروش نامحسوس ۱۰ درصدی، به مجموع فروش ۶۸ میلیون دلار رسید و در اکران بین المللی هم امیدوار به رسیدن به فروش ۹۵ میلیون دلاری است.

فیلم، با امتیاز نازل و افتضاح ۳/۴ از ۱۰ در سایت imdb، و نمره های بدتری همچون ۱۳% از ۱۰۰% در روتن تومیتوز؛ و ۳۴% از ۱۰۰% در متاکریتیک، از ضعیف ترین فیلم های ۲۰۱۵ است که بی تردید جایگاه ویژه ای در جوایز تمشک طلایی خواهد داشت!

انگار نمی توان پایان مشخصی برای این مجموعه تقریباً موفقِ تقریباً کودکانه! را متصور شد که بعد از موفقیت نسبی قسمت اول، و با وجود شکست توأمان تجاری و هنری دو قسمت بعدی، تهیه کنندگانش هم چنان به آن امیدوارند و این بار در چهارمین قسمت، بی تردید ضعیف ترین و سخیف تریم قسمت مجموعه را روانه بازار سینما کرده اند.

ماجرایی که در فیلم تعریف می شود، بی مزه تر و کلیشه ای تر از دو قسمت قبلی است:

آلوین و سیمون و تئودور که به درخواست نامزد آلوین قرار است  سفری به نیویورک برای تفریح و گردش داشته باشند خود را برای سفر آماده می کنند ولی تئودور در جریان بازی کردن و خوش گذرانی هایش گم می شود و …

Alvin and the Chipmunks

**

۶/ جوی (Joy)/ دیوید اُ. راسل  

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۱ میلیون دلار/ فروش کل ۳۹ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۵۲ میلیون دلار

کل بودجه:  ۳۰ میلیون دلار

کمدی- درام زندگینامه ای راسل با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون دلاری کمپانی فاکس، در دومین هفته اکران، در ۲۹۲۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و باز هم در حد و اندازه های خود فروش موفقی داشت: حدود ۴۰ میلیون دلار در امریکا و امریکای شمالی و فروشی نزدیک به ۵۲ میلیون دلار در اکران بین المللی.

فیلم جدید دیوید اُ. راسل (بعد از دو فیلم موفق راسل: silver lininig playbook و american hustle) داستان واقعی زندگی جوی مانگانو مخترع «زمین‌شور معجزه» (Miracle Mop) است که با بازی قدرتمندانه جنیفر لارنس، از حالا او را به عنوان یکی از شانس های اصلی کسب اسکار بهترین بازیگر زن قرار داده است.

فیلمنامه را راسل به اتفاق انی مامولو نوشته و به جز جنیفر لارنس، رابرت دنیرو و برادلی کوپر هم در آن ایفای نقش کرده اند.

جوی مانگانو اهل لانگ آیلند است و به عنوانمادری مجرد بود،پس از اختراع یک زمین‌شور پلاستیکی که با آن می‌توان بدون آلوده شدن دست‌ها به نظافتپرداخت، امپراتوری بزرگی ایجاد کرد و ثروت و شهرت خاصی کسب نمود. او هم اکنون رئیس شرکت اینجینیس دیزاینز است.

فیلم، از سایت imdb، نمره ۶/۶ از ۱۰؛ از سایت متا کریتیک نمره ۵۷% و از سایت روتن تومیتوز نمره ۵۷% را کسب کرده است.

جوی

**

۷/ سلف خری بزرگ (The Big Short)/ آدام مک کی 

هفته چهارم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۹ میلیون دلار/ ۳۳ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۳۵ میلیون دلار

کل بودجه:  ۲۸ میلیون دلار

فیلم، از  هفته ها قبل، اکران بین المللی و جشنواره ای نسبتاً موفقی را تجربه کرده بود و حالا در هفته چهارم اکران، در ۱۵۸۸ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و فروشی ۹ میلیون دلاری، هم در رده ۷ باکس آفیس ماند، هم در فصل اکران فیلم های مهم و اسکاری به خوبی دیده شد، و هم با ۲۶۸۱ درصد افزایش فروش!!، اکران هنری موفقی را تجربه کرد؛ این در حالی است که در اکران بین المللی هم تا الآ« حدود ۳۵ میلیون دلار فروخته است.

«کوچک بزرگ» (یا «بنگاه کوچکِ بزرگ» یا آن طور که از داستان فیلم برمی آید: «سلف خری بزرگ») از آن درام های زندگینامه ای جذاب بر پایه بورس و سهام و تجارت ملک و خلاصه بیزینس بی رحم امریکایی است که نمونه های موفق و خوبی مثل «گلن گری گلن راس» یا «وال استریت» یا بخش هایی از «گرگ وال استریت» را از آن ها دیده ایم.. و حالا آدام مک کی (که از او فیلمنامه ها و فیلم های کوتاه متعددی ساخته یا نمایش داده شده) با سرمایه ۲۸ میلیون دلاری کمپانی پارامونت، تلاش می کند با حضور یک تیم بازیگری عالی (رایان گاسلینگ، استیو کارل، چارلی تالبرت و کریستین بیل)، روایت تازه ای را بر اساس کتاب مشهور و محبوب مایکل لویس و فیلمنامه چارلز راندولف از مناسبات بی رحم اقتصاد امریکایی تعریف کند:

۴ آدم معمولی، ۴ کاسب جزء که بحران های اقتصادی اخیر امریکا در قرن ۲۱ را جدی نگرفته اند یا درست بررسی نکرده اند! دچار پرونده سازی و طمع سیری ناپذیر بانک های طماع می شوند و تصمیم می گیرند به مبارزه ای سخت اما نابرابر با بانک ها بپردازند…

اوضاع فیلم از نظر ارزشیابی سینمایی هم عالی است: نمره ۸/۳ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۸۷% در روتن تومیتوز؛ و ۸۱% در متاکریتیک.

خیلی ها از همین حالا کریستین بیل را به عنوان یکی از شانس های اصلی اسکار بازیگری ۲۰۱۶  و فیلمنامه این فیلم را دارای شانس بزرگ اسکاری در نظر دارند.the big sjhort

**

۸/ مصدومیت (Concussion)/ پیتر لندسمن 

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۸ میلیون دلار/ فروش کل ۲۶ میلیون دلار

فروش بین المللی:  هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۳۰ میلیون دلار

بعد از درام تاریخی «پارک لند» (۲۰۱۳)، حالا پیتر لندسمن با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون دلاری کمپانی سونی، این درام ورزشی جذاب را بر اساس فیلمنامه ای از ژان ماری لاسکاس با بازی قابل توجه ویل اسمیت در نقش دکتر بنت اومالو را روانه اکران سینماها کرده که در هفته دوم اکران هم فروشی متوسط داشت و با ۸ میلیون دلار در ۲۸۴۱ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی، به فروش کل ۲۶ میلیون دلار رسید و حالا در انتظار اکران بین المللی نشسته است.

فیلم، روایت داستانی واقعی از کشف یک بیماری خاص توسط دکتری به نام بنت اومالو با بازی ویل اسمیت است که عموماً در اثر برخوردهای ورزشی در فوتبال امریکایی (راگبی) برای بازیکنان حرفه ای به وجود می آید…

«مصدومیت»، از نمره ها و امتیازات هنری بالاتر از متوسط برخوردار شده: نمره ۶/۶ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۶۰% در روتن تومیتوز؛ ۵۷% در متاکریتیک؛ و جالب آن که راجر ایبرت از فیلم خوشش آمده و نمره ۳ از ۴ را به آن داده است.

مصدومیت

**

 

۹/ موج بلند (Point Break)/ اریکسون کور 

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۷ میلیون دلار/ فروش کل ۲۳ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۸۱ میلیون دلار

کل بودجه: ۱۰۰ میلیون دلار

«موج بلند» را می توان قطعاً از شکست خورده های بزرگ سال قلمداد کرد: سکان کارگردانی فیلم با توجه به سرمایه گذاری هنگفت و ۱۰۰ میلیون دلاری کمپانی برادران وارنر به دست یک کارگردان کم تجربه (اریکسون کور) سپرده شده که البته فیلمبردار و مدیر جلوه های ویژه قابل و معتبری است؛ اما حاصل این سرمایه گذاری عظیم در این فصل خطرناک اکران، عملاً یک شکست تجاری بزرگ را به وجود آورده است: در دومین هفته اکران  فقط ۷ میلیون دلار فروش  در ۲۹۱۰ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی؛ فروش کل ۲۳ میلیون دلاری؛ و البته فروش ۸۱ میلیون دلاری بین المللی.

سال ۱۹۹۱، یکی از آن فیلم های خاص و دلپسند سینمای امریکا در ژانر اکشن (زیر ژانر اکشن ورزشی) با بازی های به یاد ماندنی کیانو ریوز و پاتریک سوایزی و به کارگردانی کاترین بیگلو ساخته شد که با تلفیق اله مان های فیلم های جنایی- اکشن با تصاویر نفسگیر ورزش موج سواری و سقوط آزاد از هواپیما، به یکی از فیلم های ورزشی محبوب تاریخ سینما بدل شد… حالا سال ها بعد از نمایش موفق آن فیلم، بازسازی – متأسفانه- ناشیانه ای از آن روانه اکران سینماها شده که حداقل حاصلش، خدشه دار کردن تصویر خاطره برانگیز فیلم اصلی در ذهن دوستداران سینماست.

فیلم، شبیه همان فیلم قبلی، یک داستان پلیسی- معمایی را بر بستر ورزش های خطرناکی مثل سقوط آزاد از هواپیما روایت می کند: ادگار رامیرز (بودی) پلیسی از اف.بی.آی است که برای کشف معمای یک سلسله سرقت بزرگ، وارد باند یک دسته از ورزشکاران جوان می شود اما ابتدا عاشق می شود و بعد اصلاً دچار تردید می شود که آیا این ورزشکاران سارق هستند یا خیر؟!

فیلم، در رده ای بسیار پایین تر از فیلم قبلی قرار می گیرد؛ چنان که امتیازهای هنری آن هم نومید کننده است: نمره ۵/۱ از ۱۰ در imdb؛ نمره افتضاح و حیرت انگیز ۴% از ۱۰۰%!! در روتن تومیتوز؛ و نمره ۱/۵ از ۴ که از راجر ایبرت گرفته است.

point break

**

۱۰/ عطش مبارزه: زاغ مقلد ۲ (The Hunger Games: Mockingjay – Part 2)/ فرانسیس لاورنس 

هفته  هفتم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۵ میلیون دلار/ فروش کل ۲۷۵ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۶۳۶ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۴۰ میلیون دلار

فیلم در  هفتمین هفته اکران به رده ۱۰ باکس آفیس لغزید. «زاغ مقلد ۲» در ۱۴۸۵ سالن سینما در امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با وجود افت فروش ۱۲ درصدی، حدود ۵ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش حدود ۲۷۵ میلیون دلار در  امریکا و امریکای شمالی برسد؛ در حالی که در اکران بین المللی هم تا الآن نزدیک به ۶۴۰ میلیون دلار فروخته و به محصولی موفق از نظر گیشه تبدیل شده و ادامه ساخت این مجموعه را از همین حالا تضمین کرده است.

فقط یک سال بعد از نمایش موفق قسمت دیگری از مجموعه عظیم و محبوب و نوجوانانه ای هم چون «عطش مبارزه»- یا در ترجمه ای دیگر، همان «بازی های گرسنگی»-، حالا فرانسیس لارنس که تجربه ساخت و نمایش بسیار موفقیت آمیز قسمت پیشین- «زاغ مقلد ۱»- را در کارنامه دارد، قسمت دوم را با سرمایه گزاری ۱۴۰ میلیون دلاری کمپانی لایونز گیت روانه اکران سینماهای جهان کرده که شروعی بسیار خوب هم در سینماهای امریکا و امریکای شمالی و هم در سراسر جهان (البته قاعدتاً  به جز ایران خودمان!) داشته است.

فیلم، از نظر ساخت و پرداخت و به لحاظ روایت سینمایی، هم چنان اثری استاندارد و خوش ساخت است که داستان علمی- تخیلی و کمی فلسفیِ نوجوان پسندش را راحت و روان و همراه با جلوه های ویژه حیرت انگیز تعریف می کند و البته در فضاسازی آخرالزمانی اش هم کماکان موفق است. بازی های فیلم – به خصوص جنیفر لارنس- به امضا و اعتباری برای این مجموعه بدل شده و استقبال نوجوانان و جوانان سراسر جهان از فیلم و کاراکترهایش هم نشانه گذاری و هدف گیری درست و حرفه ای سازندگان و خالقان این مجموعه حکایت می کند.

روایت این قسمت، از پایان قسمت اول آغاز می شود: منطقه پانم درگیر جنگی سراسری و هولناک شده و جان همه ساکنین در خطر است. کتنیس (لارنس) که ناخواسته رهبر شورشیان در مبارزه با رئیس جمهور اسنو شده، به کمک نفراتی که به همراه دارد برای پایان دادن به این جنگ و حکومت فاسد اسنو اقدام می کند اما این مبارزه اصلاً مبارزه آسانی آسان نیست…

فیلم، از نظر ارزش گذاری هنری هم اوضاع بدی ندارد: نمره ۷/۳ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۷۰ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۶۵ درصد از ۱۰۰ درصد در متاکریتیک نشان دهنده استقبال خوب منتقدان از فیلم است.

hunger games

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=15420

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *