باکس آفیس: ۳۰ نوامبر تا ۷ دسامبر ۲۰۱۵ (۹ تا ۱۶ آذر ماه ۱۳۹۴)/ وقتی «کرامپوس» اهریمن کریسمس هم حریف «زاغ مقلد» نیست!

 جدول باکس آفیس این هفته، کمترین تغییر ممکن را داشت و فقط یک فیلم جدید به این جدول راه یافت.

اختصاصی هفت سرزمین/ حسن محسنی «باکس آفیس»‌ عنوان بخش ویژه ای در سایت ماست که در آن – هر دوشنبه – در قالب سنت «ریویو»نویسی، به تحلیل ویژه ای از جدول فروش سینمای آمریکا می پردازیم. با توجه به اهمیت اقتصادی و فرهنگی – هنری سینمای آمریکا در معادلات سینمایی جهان- به ویژه از بعد اقتصادی و هنری- بررسی و تحلیل جدول فروش فیلم ها می تواند از اهمیت خاصی برخوردار باشد.

«هفت سرزمین» هر دوشنبه گزارش ویژه «باکس آفیس» – تحلیل جدول معرفی فیلم های سینمای جهان- را تقدیم خواهد کرد.

********

۱/ عطش مبارزه: زاغ مقلد ۲ (The Hunger Games: Mockingjay – Part 2)/ فرانسیس لاورنس 

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۱۹ میلیون دلار/ فروش کل ۲۲۸ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۵۲۵ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۴۰ میلیون دلار

فقط یک سال بعد از نمایش موفق قسمت دیگری از مجموعه عظیم و محبوب و نوجوانانه ای هم چون «عطش مبارزه»- یا در ترجمه ای دیگر، همان «بازی های گرسنگی»-، حالا فرانسیس لارنس که تجربه ساخت و نمایش بسیار موفقیت آمیز قسمت پیشین- «زاغ مقلد ۱»- را در کارنامه دارد، قسمت دوم را با سرمایه گزاری ۱۴۰ میلیون دلاری کمپانی لایونز گیت روانه اکران سینماهای جهان کرده که شروعی بسیار خوب هم در سینماهای امریکا و امریکای شمالی و هم در سراسر جهان (البته قاعدتاً  به جز ایران خودمان!) داشته است.

فیلم، از نظر ساخت و پرداخت و به لحاظ روایت سینمایی، هم چنان اثری استاندارد و خوش ساخت است که داستان علمی- تخیلی و کمی فلسفیِ نوجوان پسندش را راحت و روان و همراه با جلوه های ویژه حیرت انگیز تعریف می کند و البته در فضاسازی آخرالزمانی اش هم کماکان موفق است. بازی های فیلم – به خصوص جنیفر لارنس- به امضا و اعتباری برای این مجموعه بدل شده و استقبال نوجوانان و جوانان سراسر جهان از فیلم و کاراکترهایش هم نشانه گذاری و هدف گیری درست و حرفه ای سازندگان و خالقان این مجموعه حکایت می کند.

فیلم در سومین هفته اکران هم با وجود اکران چند فیلم جدید، باز هم در صدر ماند و به فروش خیره کننده و البته قابل انتظارش ادامه داد. «زاغ مقلد ۲» در ۴۰۸۶ سالن سینما در امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با وجود افت فروش فاحش ۶۴ درصدی، بیش از ۱۹ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش حدود ۲۳۰ میلیون دلار در  امریکا و امریکای شمالی برسد؛ در حالی که در اکران بین المللی هم تا الآن نزدیک به ۵۲۵میلیون دلار فروخته و به محصولی موفق از نظر گیشه تبدیل شده و ادامه ساخت این مجموعه را از همین حالا تضمین کرده است.

روایت این قسمت، از پایان قسمت اول آغاز می شود: منطقه پانم درگیر جنگی سراسری و هولناک شده و جان همه ساکنین در خطر است. کتنیس (لارنس) که ناخواسته رهبر شورشیان در مبارزه با رئیس جمهور اسنو شده، به کمک نفراتی که به همراه دارد برای پایان دادن به این جنگ و حکومت فاسد اسنو اقدام می کند اما این مبارزه اصلاً مبارزه آسانی آسان نیست…

فیلم، از نظر ارزش گذاری هنری هم اوضاع بدی ندارد: نمره ۷/۳ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۷۰ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۶۵ درصد از ۱۰۰ درصد در متاکریتیک نشان دهنده استقبال خوب منتقدان از فیلم است.

hunger games

**

۲/ کرامپوس (krampus)/ مایکل داگرتی (جدید/ هفته اول اکران)

هفته اول اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۶ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۲۰ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۵ میلیون دلار

در آستانه کریسمس ۲۰۱۶، اغلب فیلم هایی که اکران می شوند به نوعی با موضوع کریمس و سال جدید و تعطیلات مربوطند و بسیاری از فیلمسازان و کمپانی های فیلمسازی، تلاش می کنند همسو با فضای شاد کریسمس، کمدی های شنگول خانوادگی و انیمیشن های شاد کودک پسند خود را روانه اکران سینماها کنند.. اما انگار امسال، کمپانی یونیورسال، رویه متفاوتی را پیش گرفته و انیمیشن جدیدی را روانه سینماها کرده که شاید بهتر بود در ایام جشن هالووین و وفور فیلم های ترسناک اکران می شد!!

انیمیشن تازه این کمپانی که با یک سرمایه گذاری نسبتاً اندک ۱۵ میلیون دلاری و با یک کارگردان نسبتاً تازه کار (مایکل داگرتی که این فیلم را بعد از چندین تجربه نویسندگی و تهیه کنندگی و کارگردانی فیلم های کوتاه، به عنوان اولین فیلم بلند حرفه ای اش کارگردانی کرده)، بیشتر یک فانتزی ترسناک! است که شاید خیلی هم مناسب تماشای کودکان نباشد! و قرار است یک دیو بی شاخ و دم به شکل گاو / انسان! را با کلی تاریخ و اسطوره ترسناک، به نحو دیگری برای بچه ها معرفی کند!

«کرامپوس» در فرهنگ عامه و قدیمی مردم بخش هایی از اتریش، باواریا، آلپ و بخش هایی از آلمان، موجودی دیو مانند – و حتی شبیه تصاویر اساطیری از شیطان- است که به عنوان «اهریمن کریسمس»، در نقطه مقابل یکی از قدیسین مشهور و محبوب یعنی سنت نیکلاس، وجه تاریک کریسمس و اساطیر مرتبط  با کریسمس محسوب می شود؛ به این معنا که در اساطیر کریسمس و الهیات مسیحی، سنت نیکلاس همان قدیس شیرین و محبوبی است که به پاس رفتارها و اعمال خوب بچه ها در فصل کریسمس به آن ها پاداش می دهد؛ اما کرامپوس همان موجود گاو / انسان مانند دیو صفتی است که بچه هایی را که در فصل کریسمس بدرفتاری و بداخلاقی می کنند مجازات می کند! و در مواردی که شرارت و بداخلاقی بچه ها خیلی افتضاح بوده باشد! آن ها را با خود می برد! کرامپوس با این توصیف ها چنین هیبتی دارد:

krampus-christmas-4

اهالی باواریا و آلپ و حتی اتریشی ها و آلمانی ها و بسیاری نقاط اروپا به نحو متمایزی با این اسطوره «شر» در الهیات مسیحی، مواجه می شوند: هر سال در فصل کریسمس، جشن های خیابانی بسیار بزرگی در مناطق مذکور برگزار می شود که شامل مقادیر زیادی حرکات موزون عجیب و غریب، پوشیدن لباس و زدن ماسک کرامپوس، و مقدار زیادی هیاهو و شیطان بازی الکی است!

حالا با این پیش زمینه، بعد از تولید و نمایش انیمیشن ها و فیلم های کوتاه و بلند با محوریت این موجود عجیب، این فیلم حرفه ای هم به عنوان هدیه کریسمس به سینما دوستان عرضه شده که هدیه چندان چشمگیری هم نیست!: 

پسر کوچکی به نام تام پس از اینکه کریسمس بدی را پشت سر می گذارد و بد رفتاری های زیادی هم نشان می دهد، به طور ناگهانی با اهریمن کریسمس مواجه می شود که به سراغ او و خانواده اش آمده است…

فیلم در اولین هفته نمایش در امریکا و امریکای شمالی، در ۲۹۰۲ سالن سینما اکران شد و حدود ۱۶ میلیون دلار فروخت که فروش خیره کننده ای محسوب نمی شود؛ ضمن این که در آغاز فروش بین المللی هم حداکثر به رقم ۲۰ میلیون دلار رسید.

«کرامپوس» از نظر هنری اوضاع متوسطی دارد: نمره ۷/۱ از ۱۰ در سایت imdb؛ و نمره ۶۶ درصد در سایت روتن تومیتوز؛ در حالی که راجر ایبرت نمره ۳ از ۴ را به فیلم داده است.

 

 

کرامپوس

**

۳/ کرید (creed)/ رایان کوگلر 

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۱۶ میلیون دلار/ فروش کل ۶۶ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۷۱ میلیون دلار

کل بودجه:  ۳۵ میلیون دلار

فیلم، در دومین هفته اکران، فروشی موفق به نسبت جایگاه و اهمیت خود داشت: ۱۶ میلیون دلار در ۳۴۲۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و البته فروش کل ۶۶ میلیون دلاری؛ و فروش بین المللی ۷۱ میلیون دلاری.

رایان کوگلر بعد از کارگردانی چند فیلم کوتاه که شهرتی نسبی برایش در پی داشت، سال ۲۰۱۳ درام زندگینامه ای تماشایی و دلچسب«ایستگاه فروتویل» را به عنوان اولین کار حرفه ای سینمایی روانه اکران سینماها کرد که برایش موفقیت هایی هم به ارمغان آورد؛ از جمله این که سال ۲۰۱۵ کمپانی برادران وارنر بودجه ای ۷۰ میلیون دلاری را برای کارگردانی درام ورزشی «کرید» در اختیارش گذاشت تا با بازی مایکل بی جوردن و سلوستر استالونه، این فیلم ورزشی- بوکسی! را روانه اکران سینماها کند.

فیلم، حاصل موفقی داشته و یکی از بهترین فیلم های ورزشی سال های اخیر هم هست؛ چنان که نمره بسیار خوب ۸/۸ از ۱۰ را از سایت imdb؛ رتبه عالی ۹۲ درصد را از سایت روتن تومیتوز؛ و حتی نمره ۴ از ۴ را از راجرت ایبرت منتقد کهنه کار کسب کرده است.

راکی بالبوا (سیلوستر استالونه) که قهرمان سابق بوکس سنگین وزن جهان بوده تصمیم می گیرد تا به عنوان تمرین دهنده و مربی بوکس، ادونیس جانسون (مایکل بی جوردن) پسر یکی از دوستان فقیدش را آماده مبارزات بزرگ کند…

همه این ها نشان می دهد که می توان منتظر تماشای یک درام ورزشی تماشایی – مثل «چپ دست» جیک جیلنهال که مدتی قبل دیدیم- باشیم؛ ضمن این که «کرید» را می توان بازگشت موفق استالونه کهنسال با یک فیلم قابل دفاع، به صدر سینمای جهان هم دانست.

کرید

**

۴/ دایناسور خوب ( good dinosaur)/ پیتر سوهن 

هفته دوم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱۶ میلیون دلار/ فروش کل ۸۰ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۱۳۲ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۲۰ میلیون دلار

فیلم در دومین هفته اکران، در ۳۷۴۹ سینما اکران شد و با افت فروش وحشتناک! ۶۰ درصدی، به فروش ۱۶ میلیون دلاری و مجموع فروش ۸۰ میلیون دلار در سینماهای امریکا و امریکای شمالی رسید که فروش نسبتا خوبی است اما نه برای یک انیمیشن پیکساری؛ در حالی که مجموع فروش جهانی اش هم حداکثر به ۱۳۲ میلیون دلار رسیده که فروش موفقی نیست.

شاید لازم است با این واقعیت کنار بیاییم: پیکسار هم می تواند شکست بخورد! و این واقعیت، ظاهرا به شکلی درباره این انیمیشن جدید کمپانی پیکسار که امید زیادی به آن می رفت صدق می کند که البته این شکست بعد از موفقیت همه جانبه «درون بیرون» دردناک تر هم هست.

«دایناسور خوب» ماجرای  دایناسوری گیاه خوار را تعریف می کند که  در اتفاقی غیرمنتظره یک دوستی صمیمی را با پسر بچه ای به نام اسپات آغاز می کند و این دوستی اتفاقات مختلفی را برای او به همراه می آورد.  دایناسورها پس از وقوع فاجعه‌ای هولناک (مثل برخورد شهاب سنگ به کره زمین) از بین نرفته‌اند بلکه به موجوداتی باهوش مبدل شده‌اند

سال ۲۰۱۴ سال خوبی برای پیکسار نبود.. اما پیکسار سال ۲۰۱۵ را با «درون بیرون» آغاز کرد که موفقیتی گسترده و عظیم را برایش در پی داشت و حتی از هم اکنون شانس اصلی بهترین اسکار سال را در دست دارد؛ ولی انیمیشن «دایناسور خوب» از افتتاحیه خیلی خوبی برخوردار نشد.

فیلم را پیتر سوهن کارگردانی کرده که بعد از سال ها بازیگری و صدا پیشگی و ساخت فیلم ها و انیمیشن های کوتاه، حالا اولین فیلم بلندش را کارگردانی کرده است.

«دایناسور خوب» از سایت imdb نمره ۷/۴ از ۱۰؛ از سایت روتن تومیتوز رتبه ۷۷ درصد؛ و از سایت متاکریتیک هم رتبه ۶۷ درصد را کسب کرده که امتیازات و رتبه های خوبی است.

دایناسور خوب

 **

۵/ شبح (spectre)/ سام مندس 

هفته پنجم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۶ میلیون دلار/ فروش کل ۱۸۵ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۷۹۳ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۱۰ میلیون دلار

جیمز باند جدید سینما، در پنجمین هفته اکران، با افت فروش ۵۸ درصدی در ۲۸۴۰ سالن سینما، ۶ میلیون دلار فروخت و با مجموع فروش ۱۸۵ میلیون دلار در امریکا و امریکای شمالی، به رده ۵ جدول لغزید؛ در حالی که فروش جهانی آن بسیار موفقیت آمیز بوده و تاکنون مرز ۷۹۰ میلیون دلار را رد کرده است.

بیست و چهارمین قسمت از مجموعه محبوب، «بفروش» و مشهور جیمز باند با نام «اسپکتر» یا «شبح» و با بازی دانیل کریگ در نقش باند و کارگردانی سام مندس، سرانجام پس از یک افتتاحیه بسیار موفق در انگلستان و چند کشور دیگر (به عنوان یکی از بهترین افتتاحیه های جیمز باندی) سرانجام به سینماهای امریکا و امریکای شمالی رسید و در اولین آخر هفته، در ۳۹۲۹ سالن اکران شد و همان طور که انتظار می رفت بعد از چند هفته صدرنشینی «مریخی»، خود در صدر باکسی آفیس نشست.

آن ها که فیلم را روی پرده دیده اند، از جلوه های ویژه و صحنه های اکسن آن تعریف می کنند اما اغلبشان گاف ها و نواقص جدی فیلمنامه و خط روایتی فیلم را پاشنه آشیل اصلی آن می دانند.

البته فیلم از مدت ها قبل از نمایش عمومی، دچار مشکلات و حواشی بسیار گسترده ای شد: نخستین بار در جریان حواشی بعد از اکران کمدی پر دردسر «مصاحبه»، که کمپانی فیلمسازی سونی مورد حمله هکرها قرار گرفت، فیلمنامه اصلی و تعدادی از برگه ها و اطلاعات مربوط به امور مالی پروژه به سرقت رفت تا آن جا که کمپانی اعلام کرد این فیلمنامه نسخه اولیه بوده و فیلم در حال ساخت تفاوت های آشکاری با آن دارد.

دیگر مشکل فیلم هم مقایسه ناگزیر آن با قسمت ۲۳ جیمز باند (اسکای فال) است که خیلی ها مدعهی هستند بهترین فیلم این مجموعه از ابتدا تاکنون بوده؛ و حالا در قیاس این دو فیلم با هم، مشکلات و نواقص آن خیلی بیشتر از همیشه به چشم می آید. بماند که هنوز هم خیلی از طرفداران متعصب جیمز باند، دانیل کریگ را هنوز هم به رسمیت نمی شناسند! و او را انتخاب مناسبی برای ایفای این کاراکتر نمی دانند؛ با این که اغلب منتقدان بازی کریگ در این فیلم را از بهترین حضورهای او در این نقش می دانند.

در این قسمت از این مجموعه هم یک داستان جاسوسی- اکشن پرمایه روایت می شود:

 باند  (دنیل کریگ) پیغامی رمزنگاری شده دریافت می کند که کنجکاوی او را برمی انگیزد. وی برای یافتن حقیقت به مکزیکو سیتی و رم سفر می کند تا بتواند سرنخ هایی از این نامه مرموز دریافت نماید. وی پس از ملاقات با همسر بیوه یک جنایتکار مشهور به لوسیا  (مونیکا بلوچی) متوجه می شود که یک سازمان جنایتکارانه به نام «اسپکتر» وجود دارد که می تواند امنیت جهان را برهم بزند و با نقشه هایی شوم، بر دنیا مسلط شود…

این در حالی است که نمره های ارزشیابی سینمایی و هنری فیلم هم متوسط به بالاست: نمره ۷/۴ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۶۲ درصد در سایت روتن تومیتوز و ۶۰ درصد در سایت متاکریتیک.

 Spectre

 **

۶/ شب قبل (The Night Before)/ جاناتان لواین

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۵ میلیون دلار/ فروش کل ۳۲ میلیون دلار

فروش بین المللی: هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۳۰ میلیون دلار

کمدی خاص جاناتان لواین در سومین هفته اکران، باز هم به رده ۶ جدول رضایت داد: در ۲۷۹۴ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی اکران شد و با افت فروش ۴۱ درصدی، در حدود ۵ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش ۳۲ میلیون دلار برسد؛ در حالی که هنوز اکران بین المللی ندارد.

در این فیلم، باز هم ست روگن و رفقا از راه می رسند! و باز هم یک کمدی لوس و وقیح و نه چندان بامزه با دیالوگ های سطحی و شوخی های سطحی تر و سکانس های پرده درانه مثلا جنسی!

بعد از شاهکار!!های شبه کمدی بی مزه ای مثل «اینجا آخرشه!» و «مصاحبه!»، چشممان به جمال یک شبه کمدی دیگر از ست روگن و شرکا روشن شد که این بار شوخی های سخیفی هم با برخی اعتقادات مسیحی و یهودی دارند.

جاناتان لواین که از او دو فیلم خوب «۵۰/۵۰» و «بدن های گرم» و حتی یک قسمت از سریال تماشایی rush را دیده ایم، با ست روگن و جوزف گوردون لویت و جیمز فرانکو و آنتونی مکی- یعنی تقریبا همان تیم فیلم «اینجا آخرشه»- این کمدی عجیب و غریب و البته تا حدود زیادی وقیحانه- که اصلا این سبک فیلم، امضای روگن و شرکا به حساب می آید- را با سرمایه گذاری ۳۰ میلیون دلاری کمپانی سونی/ کلمبیا روانه پرده سینماها کرده است.

در شب سال نوی میلادی، سه دوست صمیمی؛ اتان (جوزف گوردون لویت)، اسحاق (ست روگن) و کریس (آنتونی مکی) که دو تا از آن ها یهودی هم هستند،  تصمیم می گیرند شبی را نیویورک سپری کنند و به دنبال «جام مقدس» جشن کریسمس بگردند… اما در حالی که شب قبلش را در نهایت ولنگاری و خوش گدرانی گدرانده اند وارد ماجراهای شبه کمیک عجیبی می شوند…

فیلم، تا حدودی نظر موافق منتقدان را هم جلب کرده: نمره ۷/۵ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۶۴ درصد از ۱۰۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۵۸ درصد از ۱۰۰ درصد در متاکریتیک.

The Night Before

**

۷/ فیلم سینمایی نخاله ها (The Peanuts Movie)/ استیو مارتینو

هفته پنجم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۴ میلیون دلار/ فروش کل ۱۲۲ میلیون دلار

فروش بین المللی:  ۱۳۵ میلیون دلار

کل بودجه:  ۱۰۰ میلیون دلار

انیمیشن سه بعدی رایانه ای جدید کمپانی فاکس،در پنجمین هفته اکران در امریکا و امریکای شمالی باز هم نسبتاً موفق بود و در ۲۹۱۷ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی و با افت فروش فاحش ۶۴ درصدی، حدود ۴ میلیون دلار فروخت تا به مجموع فروش ۱۲۲ میلیون دلاری برسد و در رده ۷ باکس آفیس بنشیند؛ در حالی که فروش بین المللی آن، مرز ۱۳۵ میلیون دلار را رد کرده است.

فیلم، کار تازه ای از کمپانی بلو اسکای با سرمایه گذاری هنگفت ۱۰۰ میلیون دلاری کمپانی فاکس است که پیش از این انیمیشن های جذاب و متفاوتی هم چون epic و ۴ قسمت «عصر یخبندان» را از این دو کمپانی دیده ایم.

حالا با سرمایه گذاری ۱۰۰ میلیون دلاری و سپردن سکان کارگردانی فیلم به استیو مارتینو، این فیلم بر اساس کمیک استریپ مشهور و محبوب پیناتز (Peanuts)- که هم قابل ترجمه به بادام زمینی ها و هم نخاله هاست- و فیلمنامه ای اثر ترکیب نویسندگان متشکل از برایان شولتس و کریگ شولتس و کورنلیوس آلیانو ساخته شده است.

اما این فیلم را نمی توان اولین فیلم بر اساس این کمیک استریپ موفق دانست؛ چرا که پیش از این، ۴ قسمت دیگر هم بر مبنای آن ساخته شده و فیلم استیو مارتینو پنجمین فیلم از این مجموعه است؛ مجموعه ای که کتاب های آن تاکنون به ده ها زبان ترجمه شده و در بیش از ۷۰ کشور هم منتشر شده است. خالق این مجموعه (خالق شخصیت کارتونی محبوب: اسنوپی)، ۱۰ سال قبل درگذشت و حالا فرزندش کار او را پی گرفته است.

این در حالی است که فیلم در سایت imdb؛ نمره خوب ۸ از ۱۰؛ در سایت روتن تومیتوز نمره ۸۶ درصد و در سایت متا کریتیک نمره ۶۷ درصد را کسب کرده است.

the peanuts movie

**

۸/ رازی در چشمهایشان (Secret in Their Eyes)/ بیلی ری

هفته سوم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۲ میلیون دلار/ فروش کل ۱۸ میلیون دلار

فروش بین المللی: هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۲۵ میلیون دلار

فیلم در سومین هفته اکران باز هم اکرانی ناموفق را تجربه کرد: در ۲۱۴۷ سالن سینمای امریکا و امریکای شمالی فقط حدود ۲ میلیون دلار فروخت تا در رده ۸ باکس آفیس قرار بگیرد؛ مجموع فروش ۱۸ میلیون دلاری را تجربه کند در حالی که هنوز در سینماهای جهان اکران نشده است. ضمن این که  نمره ضعیف ۶/۱ از ۱۰ را در سایت imdb؛ رتبه ۴۲ درصد را در روتن تومیتوز؛ و ۴۲ درصد را در متاکریتیک به دست آورده است.

سال ۲۰۰۹، خوان خوزه کامپانلا کارگردان صاحب سبک آرژانتینی، فیلم بسیار تماشایی، ارزشمند و خوش ساختی را با نام «رازی در چشمهایشان» با بازی اسطوره بازیگری آرژانتین ریکاردو دارین کارگردانی کرد که مجموعه ای از تمام افتخارات ممکن در عرصه سینمای بین الملل را- از ۱۳ جایزه آکادمی فیلم آرژانتین تا جایزه اسکار لاتینی (گویا) و بعد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان – کسب کرد و حتی لقب «درخشان‌ترین فیلم تاریخ سینمای آرژانتین‌» را هم به خود اختصاص داد.

فیلم داستان یک کارمند میانی دستگاه قضایی آرژانتین‌ به نام بنخامین اسپوزیتو (‌ریکاردو دارین‌) را تعریف می کرد که با پرونده‌ای خاص روبرو می شود. پرونده بسته می شود ولی ۳۰ سال تمام ماجراهای قتل و جنایت آن پرونده او را آزار می دهد؛ تا آن جا که بعد از بازنشستگی تصمیم می گیرد رمانی بر اساس آن پرونده بنویسد. مرور دوباره همه زوایای پرونده قدیمی، هم ابعاد جدید و نامکشوفی از ان را پیش چشم او قرار می دهد و هم ماجرایی حیرت انگیز را برای او رقم می زند…

حالا ۶ سال بعد از نمایش موفق این فیلم زیبای لاتینی، سینمای امریکا با سرمایه گذاری ۲۵ میلیون دلاری کمپانی اس تی ایکس و با آوردن بیلی ری (کارگردان جوان و تازه کار سینما) و با یک ترکیب بازیگری خوب (جولیا رابرتز، نیکول کیدمن و چیوتل اچیو فور) تصمیم به بازسازی- یا لااقل ساخت نسخه امریکایی- آن کرده است:

یک گروه شامل تیم تحقیقات به همراه سرپرست گروه، پس از اینکه متوجه می شوند دختر نوجوان یکی از اعضای گروهشان بطرز دلخراشی به قتل رسیده اتفاقات مختلفی را تجربه می کنند…

 متأسفانه حاصل فیلم از همان زمان تصمیم به ساخت و تولید فیلم هم معلوم بود: نسخه امریکایی، از هر نظر حتی به گرد پای نسخه لاتینی هم نمی رسد. نه از راز و رمز جذاب و خیره کننده فیلم اصلی خبری هست و نه ترکیب بازیگران پر سر و صدای فیلم امکان رقابت با فیلم کوچک اما مهم آرژانتینی را دارند.

Secret in Their Eyes

 **

۹/ مریخی (The Martian)/ رایدلی اسکات

هفته دهم اکران در امریکا و امریکای شمالی:  ۱ میلیون و  ۷۰۰ هزار دلار/ فروش کل  ۲۲۱ میلیون دلار

فروش بین المللی: ۵۷۲ میلیون دلار

کل بودجه: ۱۵۵ میلیون دلار

«مریخی» در دهمین هفته اکران به رده ۹ باکس آفیس سقوط کرد : ۱ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار در ۱۱۴۰ سینما در امریکا و امریکای شمالی (با توجه به سرمایه گذاری ۱۵۵ میلیون دلاری کمپانی فاکس) با وجود افت فروش ۵۰ درصدی؛ و مجموع فروش نزدیک به ۲۲۱ میلیون دلار.

فیلم تا حالا در اکران بین المللی به مجموع فروش نزدیک به ۵۷۲ میلیون دلار دست یافته است.

«مریخی» براساس رمانی بسیار خواندنی و پرفروش‌ (از پرفروش ترین های ۲۰۱۴) به همین نام نوشته اندی ویر ساخته شده است (جالب این که حسین شهرابی مترجم جوان و خوب کشور به همت کتابسرای تندیس، ترجمه ارزشمندی از این کتاب را به فارسی منتشر کرده):

آرس ۳ فضاپیمایی است که برای اهداف اکتشافی به سمت سیاره مریخ فرستاده می شود اما پس از ورود به این سیاره به جهت طوفانی که در مریخ وزیدن می گیرد، جان فضانوردان به خاطر افتاده و حتی یکی از آنان به نام مارک ویتنی (مت دیمون) به شدت مصدوم می شود. دیگر فضانوردان به سفینه خودشان برگشته و برای نجات جانشان از سیاره خارج می شوند. اما پس از مدتی مارک به هوش می آید و متوجه می شود که در سیاره مریخ تنها مانده! او که یک گیاه شناس هست، سعی  می کند خودش را تا زمانی که ناسا سفینه ای را برای بازگرداندن او به زمین بفرستد زنده نگه دارد…

از بازی مت دیمون در این فیلم بسیار یاد شده و بسیاری او را از نامزدهای اصلی اسکار ۲۰۱۶ می دانند.

رایدلی اسکات کبیر با فیلم هایی چون پرومتئوس، بلید رانر، گلادیاتور و چندین فیلم- کالت (film-cult: فیلم دوران ساز و اثر فرهنگ ساز) دیگر، و بعد از شکست غیر قابل باور فیلم آخرش (اکسدوس)، حالا با این اکشن ماجراجویانه علمی تخیلی بازگشته، که ظاهرا بازگشتی شکوهمند هم بوده است.

از فیلم با حضور ارزشمند و بسیار عالی مت دیمون و جسیکا چستین، و با داستانی خیره کننده و تماشایی درباره یک اتفاق حیرت انگیز در فضا، همین انتظار هم می رفت: این که با نمره بسیار عالی ۸/۵ از ۱۰ در سایت imdb؛ ۹۴ درصد از ۱۰۰ درصد در سایت روتن تومیتوز، و نمره عالی ۸۱ درصد در متا کریتیک، هم دل منتقدان و تماشاگران جدی را ببرد و هم گیشه ها را تسخیر کند.

برخی معتقدند سبک فیلمبرداری و تدوین و جلوه های ویژه فیلم. یادآور «جاذبه» آلفونسو کوارون است؛ اما شک نکنید که هم چون «پرومتئوس» که حالا بعد از دو سه سال به یک فیلم- کالت تبدیل شده، «مریخی» هم هویت و جایگاهی مستقل دارد.

مریخی

**

۱۰/ عاشق کوپرها باش (Love the Coopers)/ جسی نلسون 

هفته چهارم اکران در امریکا و امریکای شمالی: ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار/ فروش کل ۲۲ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار

فروش بین المللی: هنوز اکران بین المللی آغاز نشده

کل بودجه:  ۱۷ میلیون دلار

فیلم در چهارمین هفته اکران، با فروش اندک ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری در ۱۶۳۹ سالن سینما و با افت فروش ۵۱ درصدی، به مجموع فروش حدود ۲۳ میلیون دلاری و رتبه آخر باکس آفیس رضایت داد؛ در حالی که نمره های فیلم از نظر هنری هم افتضاح! است: در سایت imdb 5/7 از ۱۰؛ ۲۰ درصد در روتن تومیتوز؛ و ۲۵ درصد در متاکریتیک.

جسی نلسون بعد از کارگردانی درام تماشایی و موفق «من سام هستم» با بازی خیره کننده شون پن، حالا با سرمایه گذاری ۱۷ میلیون دلاری کمپانی لایونز گیت، این کمدی جمع و جور و کوچک و البته نه چندان تماشایی و نه چندان بانمکِ«کریسمسی»!!- این روزها به شکل سنتی، روزهای اکران ده ها فیلم «کریسمسی» است- را روانه سینماها کرده؛ و صد البته معلوم است که نه خود سازندگان، نه تماشاگران و نه منتقدین، خیلی فیلم را جدی نگرفته اند!!

ترکیب بازیگران فیلم خیره کننده است و از این نظر، جنس سازندگان فیلم واقعا جور بوده: آلن آرکین، آماندا سیفرید، دایان کیتون، جان گودمن، اد هلمز، الیویا وایلد، ماریزا تومی، و …؛ اما انگار حتی این ترکیب هم فیلم را نجات نداده!

در آستانه کریسمس، چهار نسل از خانواده کوپرها برای تحویل سال نو در کنار یکدیگر جمع شده اند؛ اما اتفاقات عجیب و غیر منتظره، برنامه آن ها را به کلی به هم می ریزد…

Love the Coopers

 

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=15213

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *