«دیروز تا بی نهایت صفر…!» نقد شد

نشست نقد رمان «دیروز تا بی نهایت صفر…!» کیوان باژن برگزار شد.

 ۷ سرزمین/ بر اساس گزارش رسیده، در ابتدای این نشست حسن اصغری رمان «دیروز تا بی نهایت صفر…!» را به لحاظ ساخت و بافت، فاقد زمان خطی روایت و فصل‌بندی متداول دانست و با خواندن متنی که برای این رمان نوشته بود گفت: این رمان، قصه و روایت مسلسل‌وار و منسجم و یگانه‌ای ندارد و خواننده با خرده‌روایت‌های از هم گسسته روبه‌رو می‌شود که خود باید خرده‌روایت‌ها را به یکدیگر وصل کند تا بتواند مضامین متنوع را از یکدیگر تفکیک کرده یا به یک شاخه سنگین و چشم‌گیر و برجسته‌ ادغام کند و در هم آمیزد و روایتی مکشوف از آن به کف آورد. رمان چنین ظرفیتی در متن خرد‌ه‌روایت‌های گسترده‌اش دارد و خواننده کنجکاو و جست‌وجوگر می‌تواند ذهن کاونده‌اش را در سراسر متن بلغزاند و خود در کنار بازآفرینی راوی متن، مشارکت فعال داشته باشد .

این نویسنده همچنین اظهار کرد: در رمان «دیروز تا…!» خواننده در فضای نقل خرده‌روایت‌ها با احکام قطعی و بسته مواجه نمی‌شود و سیالیت بافت موقعیت‌ها در شک و یقین شناور است. این اصل در آثار نویسندگان پست‌مدرن نیز جاری است و نظریه‌پردازان ادبی آنان نیز به این اصل تاکید دارند و قائل به نتیجه‌گیری و خاتمه گره‌گاه‌ها یا بسته بودن گره‌گاه‌ها نیستند. آن‌ها معتقد به پایان گره‌گاه‌های گشوده و سیال‌اند تا خواننده به نتیجه‌گیری قطعی راوی نرسد و خود به پایان‌بندی‌های متنوع و باز خویش دست یابد. این اصل در رمان باژن جاری است و هیچ کدام از پایان بزنگاه‌های خرده‌روایت‌هایش بسته و قطعی‌شده نیست.

اصغری افزود: عنوان رمان به گونه‌ای نمادین اندیشه و جان‌مایه داستان را در ترکیب واژه‌هایش تداعی می‌کند. «دیروز تا بی نهایت صفر…!» آیا واقعیت زندگی و روند دیالکتیکی حیات اجتماعی و فردی این‌گونه است؟ من خواننده این عنوان نمادین را در القای کلیت اندیشه و جان‌مایهی داستان که راوی، آن را بر درفش رمان آویخته تا حکم کل خرده‌روایت‌هایش را به ذهن خواننده فروکوبد، باور ندارم. من خواننده، این عنوان نمادین قطعی را نمی‌پذیرم زیرا که خرده‌روایت‌های سراسر رمان حکایتی دیگر دارند و چنین عنوانی را در اندیشه‌ی خویشتن برنمی‌تابند.

در ادامه این نشست طلا نژادحسن نیز درباره این رمان گفت: با خواندن این کتاب، «تنهایی پر هیاهو»‌ی هرابال و «سرزمین گوجه‌های سبز» هرتا مولر به ذهنم آمد. آن سرگشتگی و پریشانی و نجواهای شخصیت داستان که از آغاز تا به آخر ادامه دارد تا حدودی در این دو کتاب دیده می‌شود.

این نویسنده در بخش دیگری درباره ساختار این رمان، اظهار کرد: یک‌سری نمادها که در حقیقت به صورت موتیف درمی‌آید در این رمان وجود دارد. سکوت، پرسش، رنگ، عدد، حیوان و همچنین سایه‌ها…! این موتیف‌ها که تا پایان رمان ادامه پیدا می‌کنند به شدت فضاسازی می‌کنند. هم فضای ذهنی نویسنده را و هم فضای رمان را.

نژادحسن سپس درباره‌ بنیاد‌های پست‌مدرن در این رمان گفت: غیر از پاره‌روایت‌هایی که جناب اصغری نیز به آن اشاره کردند، من عدم انسجام در رمان می‌بینم. حتا دستور زبان. رفتم. می‌روم. شاید بروم. افعال در یک دوگانگی خاص از اول تا پایان رمان وجود دارد. داستان‌های پست‌مدرن بنیان‌های خاص خودش را دارد.

همچنین رضا خندان داستان را توهمی و سوررئالیستی دانست و با نام بردن از داستان «بوف کور» به عناصر این‌گونه داستان‌ها اشاره کرد و گفت: ساختار داستان باژن، یک ساختار دایره‌وار است. بیش‌تر داستان‌ها افقی هستند، اما در این رمان ما در مرکز شخصیتی داریم که جلو نمی‌رود. یک مرکزیت دارد. به این ترتیب فضا، فضایی است دایره‌وار و سرگیجه‌آور. اما راوی این‌جا دو تا راوی دارد؛ یک راوی داستانی و دومی شخصیت اصلی.

او سپس گفت: این داستان در ذهن می‌گذرد و ذهن یعنی روانشناسی. سایه ‌در روانشناسی تحلیلی یونگ، بخش پست وجود آدمی است. یونگ می‌گوید سایه همان بخش آرزوهای ممنوع همه‌ آن شری است که در وجود ما هست. در رمان، سایه نقش پررنگی دارد .

خندان از نقش کلاغ و سپیده در این رمان نیز صحبت کرد و البته تاکید روی سپییده‌ صبح را بی‌دلیل و زیادی دانست.

کیوان خلیل‌نژاد نیز از رویکرد اسطوره‌شناختی به این رمان پرداخت و آن را از منظر آیین‌های تشرف مورد بررسی قرار داد.

در پایان کیوان باژن با تشکر از حضور منتقدان و حاضران گفت: جای خوشبختی است که با وجود تعداد اندک مخاطبان کتاب‌، می‌توان امیدوار بود که کتاب هنوز که هنوز است می‌تواند جماعتی را دور هم گرد آورد.

در این مراسم افرادی همچون صالح مقدم، اسدالله امرایی، دکتر خلیلی، ابوذر آهنگر، صادق رییسی، حسین حضرتی، آرمان خرمک و… حضور داشتند.

 منبع: ایسنا

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=1933

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *