موسیقی‌ مرتضی پاشایی ابتذال کامل است؛ صدای فالش، موسیقی مسخره، و شعر مسخره‌تر!

 یک ملتی، یعنی دویست سیصدهزار، یا یک میلیون نفر به این ابتذال می‌افتند. به ابتذالی می‌افتند که می‌روند در مجلس ترحیم یک چنین خواننده مسخره‌ای شرکت می‌کنند، گریه می‌کنند، توی سرشان می‌زنند و یک نفر در فیس‌بوک می‌نویسد که من تا ابد می‌سوزم. چرا وچطور مردم ایران به این فلاکت افتاده‌اند؟ اینجا است که تحلیل بسیار مهم است.

نشست «پدیدارشناسی فرهنگی یک مرگ؛ بررسی جامعه‌شناختی پدیده درگذشت مرتضی پاشایی» که عصر روز سه‌شنبه ۱۸ آذر در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، در روزهای گذشته بدل به موضوع داغ بحث و نظر در شبکه‌های اجتماعی شده است.

در این مراسم دکتر یوسف اباذری استاد دانشگاه و جامعه شناس طی یک سخنرانی جنجالی نکات عجیبی را درباره حواشی و متن درگذشت مرتضی پاشایی بیان کرد.

وی با رد تحلیل‌های انجام شده و انتقاد شدید از پرداختن به این موضوع گفت: «چند وقت قبل صداوسیما مستندی به نام «ماهی‌ها در سکوت می‌میرند» نشان داد در مورد استان سیستان و بلوچستان. در استانی که زمانی تامین‌کننده گندم کشور بود، مردم غذا ندارند بخورند. همه در این مستند می‌گفتند این استان دارد می میرد و اگر مسوولان به داد مردم نرسند خطری وحشتناک آنها را تهدید می‌کند، اما این فیلم هیچ واکنشی در جامعه برنینگیخت و شما هم که اینجا نشسته‌اید نمی‌دانید چنین فیلمی تهیه شده و این فیلم در باره زندگی و مرگ یک استان مملکت است. دلیل این امر چیست؟ این اتفاق به دلیل مبتذل‌شدن سلیقه مردم رخ می‌دهد. به این دلیل که حواس ما را از سیاست واقعی و آنچه که واقعا مهم است، پرت کرده‌اند و بحث این آقا را پیش می‌کشند.»

وی افزود: «چه شده که می‌آیند و مسائل واقعی‌ای را که ما با آن روبه‌رو هستیم را از ذهن ما می‌برند؟ این آقایی که عکسش را اینجا زده‌اند و چراغ‌ها را تاریک کرده‌اند، یک خواننده پاپ بود و پاپ در سیر موسیقی، مبتذل‌ترین نوع موسیقی است و این آقا، از مبتذل‌ترین افرادی بود که این موسیقی پاپ را می‌خواند. کسانی می‌گویند موسیقی او را تحلیل نکن، چطور من می‌توانم موسیقی کسی را که مرده است تحلیل نکنم؟ من داده‌ام یک موسیقی‌دان، فرمت موسیقی او را تحلیل کرده است. مبتذل محض است. ما  پاپی داریم که پیچیده است. این ساده‌ترین، مسخره‌ترین و بدترین نوع موسیقی است. صدای فالش، موسیقی مسخره، و شعر مسخره‌تر. موسیقی‌ این آدم ابتذال کامل است، بنابراین من چطور می‌توانم چنین چیزی را تحلیل نکنم؟»

این جامعه‌شناس ادامه داد: «برای من خیلی جالب است که یک ملتی، یعنی دویست سیصدهزار، یا یک میلیون نفر به این ابتذال می‌افتند. به ابتذالی می‌افتند که می‌روند در مجلس ترحیم یک چنین خواننده مسخره‌ای شرکت می‌کنند، گریه می‌کنند، توی سرشان می‌زنند و یک نفر در فیس‌بوک می‌نویسد که من تا ابد می‌سوزم. چرا وچطور مردم ایران به این فلاکت افتاده‌اند؟ اینجا است که تحلیل بسیار مهم است.»

وی اظهار کرد: «دولت بر مبنای فعل و انفعالات سیاسی ترجیح داد یک سری ورزشکار که محبوبیت مردمی دارند، مثل همین محبوبیت مبتذلی که الان وجود دارد، یک عده فوتبالیست و کشتی‌گیر و کاراته‌کار را وارد مجلس و شورای شهر کنند برای اینکه سیاستمدار واقعی را حذف کنند. مرحله دوم که شروع شد، خوانندگان و نوازندگان و دست‌اندرکاران پاپ و فلان خانم بازیگر در مراسم رییس دولت قبلی شرکت کردند و آن یکی خانم بازیگر نیز در مراسم آقای روحانی شرکت کرد. در واقع حالا هم متوسل شدند به خوانندگان پاپ برای اینکه سیاست واقعی را از بین ببرند. وقتی قرار است سیاست‌زدایی انجام شود، لاجرم چنین وقایعی پیش می‌آید. متوسل می‌شوند به خوانندگان پاپ برای اینکه جای سیاست واقعی را بگیرند. ماجرای این آدم، همدستی دولت و مردم است در سیاست‌زدایی از جامعه تا دولت خودش را مقبول جلوه بدهد و حواس مردم را از سیاست واقعی پرت کند.»

اباذری تشییع جنازه بزرگ مرتضی پاشایی را با تشییع جنازه مهوش (خواننده پیش از انقلاب) مقایسه کرد و با بیان اینکه لات‌ها برای مهوش تشییع جنازه مفصلی گرفتند و بعد سوسول‌ها به این مراسم اعتراض کردند گفت: «حالا لات و سوسول دست به دست هم داده‌اند که سیاست واقعی این مملکت را داغان کنند و از بین ببرند و دولت هم نه تنها با این مساله مشکلی ندارد، که تشویق می‌کند. چون اگر مخالفت داشت، این طور افراد را در ستادهای تبلیغاتی‌شان نمی‌آورد و سخنگویشان نمی‌کرد و مقام و کار بهشان نمی‌داد. در نتیجه حاصل همین می‌شود که در مرگ یک خواننده‌ای که فالش می‌خواند و در پایین‌ترین سطح موسیقی جهان قرار دارد، از او به عنوان یک قهرمان استقبال می‌کنند و تلویزیون می‌رود پای این ماجرا که این ماجرا را تبلیغ کند. این ماجرا کاملا ملتی و دولتی است.»

تکرار یکی از شگردهای فاشیزم است

وی در ادامه دلیل این اتفاقات را ترس دولت از ملت و ملت از دولت دانست و گفت: «در چند سال اخیر، ترسی بین دولت و ملت از یکدیگر به وجود آمده است. حالا دولت می‌خواهد با مردمی که سیاست‌زدوده هستند، یکی شود و مردم هم همین حالت را دارند و می‌خواهند با دولت یکی شوند. برای همین در جلسه آقای روحانی، یک سوالی که به نظرشان سیاسی است از ایشان می‌پرسند، ایشان یک جواب بسیار تکراری می‌دهد و برایش دست می‌زنند…»

اباذری ادامه داد: «مردم به فلاکت افتاده‌اند چون وقتی به آنها می‌گویند موسیقی را تدریس نکنید، شناخت و سلیقه موسیقی مردم این‌گونه می‌شود. بر مبنای همین وحدت، دولت و ملت یکی شده‌اند و برای این آقای پاشایی این کار را کردند؛ در واقع دو تا آدمی که از هم می‌ترسند، دست به دست هم داده‌اند و این مضحکه و افتضاح را بار آورده‌اند. هنر، یا حقیقت را می‌گوید یا دروغ را و این آقا با شعر مبتذلش، دروغ گفت.»

اعتراض شدید حاضران و دانشجویان به اباذری 

وی سپس در واکنش به اعتراض حاضران در برنامه، ادامه داد: «شما اسمش را بگذارید مقدس یا نامقدس، خودشان را دارند با یکدیگر هم‌هویت می‌کنند. موسیقی این آقا در برابر آرمان‌های اولیه انقلاب چه جایی دارد؟ هیچ. ابتذال و سقوط، اما مردم و دولت با هم این سقوط را انجام می‌دهند. این مساله، یک نکته شبه‌فاشیستی دارد که من از آن وحشت دارم. یک ترس متقابل است. سیاست‌زدایی، انهدام هر آن چیزی است که برایش انقلاب شد و عده زیادی برایش ایستاده‌اند. چرا وقتی یک روشن‌فکر می‌میرد کسی برای تشییع جنازه‌اش نمی‌رود؟ این ماجرا نشانه بدی است، نشان این است که سیاست‌زدایی دارد به یک جاهای بدی کشیده می‌شود و خود مردم طالب این هستند.»

سخنان اباذری همچنان با واکنش اعتراض‌آمیز دانشجویان حاضر در سالن مواجه بود و وی ضمن دفاع از گفته‌های خود سرانجام این نوع موسیقی را فاشیسم دانست و در پاسخ به اعتراض کسانی که او را متهم به اهانت به خواسته‌های مردم کردند و گفتند شما نماینده مردم نیستی که از جانب آنان صحبت می‌کنی و مردم حق انتخاب زندگی خود را دارند، گفت: «مردم ابله‌اند! فکر می‌کنند دارند انتخاب می‌کنند. تو فکر می‌کنی که داری انتخاب می کنی. مردم بهتر است آموزش ببینند تا اسیر چنین ابتذال‌هایی نشوند.»

وی در ادامه در پاسخ به اعتراض حضار مبنی بر اینکه حق ندارد به مردم و احساسات و عقاید و نظرات آنان توهین کند، گفت: «بسیار خوشحالم که دارم توهین می‌کنم. برای این‌که این ملت نشان داده که باید بهش توهین بشود تا برود و بفهمد که شما نمی‌توانید هم به این آقا گوش بدهید، هم به بتهوون گوش بدهید، بعد هم بگیرید و بخوابید.»

وی همچنین پاسخ به کسانی که به نسل و تغییرات و تفاوت‌های سلیقه‌ای نسل‌های مختلف اشاره می‌کردند، تنها کسانی که موسیقی کلاسیک مانند موتزارت و بتهوون گوش می‌دهند را آدم دانست و گفت: «نسلی وجود ندارد، کسانی کوچک‌تر از سن شما، از شنیدن صدای پاشایی حالشان به هم میخورد. کسانی کم سن و سال‌تر از شما که به بتهوون گوش می‌دهند، به موتزارت گوش می‌دهند و از شنیدن صدای این آقا حالت استفراغ بهشان دست می‌دهد.»

منبع: خبرگزاری آنا

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=344

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *