میانگین امتیازات فیلم (۲۰۱۴) Interstellar + نقد و بررسی

خلاصه: فیلم Interstellar به کارگردانی کرستوفر نولان توانست از میان ۴۶ نقدی که توسط معتبرترین منابع نقد دنیا برای آن منتشر شده است، ۳۵ بازخورد مثبت، ۱۰ بازخورد متعادل و ۱ بازخورد منفی را تجربه کند و در نهایت میانگین امتیاز ۷۴ از ۱۰۰ را بدست آورد. (در ادامه می توانید یکی از نقدهای منتشر شده برای این فیلم به قلم تاد مک کارتی را مشاهده کنید)

 

 

منتقد : تاد مَک کارتی (هالیوود ریپورتِر) – امتیاز ۸۰ از ۱۰۰

Interstellar (15)دل مشغولی “Interstellar/در میان ستارگان” چیزی نیست جز این که بشر روزی مجبور خواهد شد زمین را به مقصد سیاره دیگری که می توان نامش را خانه گذاشتTترک گوید.بنابراین،این فیلم سرشار است از ایده،بلند پروازی،فرضیات،ملو درام،جادوی فنی،تصویر سازی فوق العاده و احساسات درونی؛پس تعجبی ندارد که تعدادی از این مسائل مطرح شده بگیرند و عده ای نچسب جلوه کنند.”Interstellar/در میان ستارگان” حسی را بسیار شبیه به واکنش شخصی خود کریستوفر نولان به فیلم مورد علاقه اش،”۲۰۰۱:A Space Odyssey/دو هزار و یک:ادیسه فضایی” القا می کند.این حماسه عظیم و با شکوه می کوشد تا اهمیت یکسانی برای احساسات شخصی و فرضیه پردازی در مورد کیهان قائل شود و با این که این امر به نتایج درهمی منجر شده است اما هرگز از جذابیت فیلم نمی کاهد و بلکه هم به آن می افزاید.

Interstellar (14)واکنش منتقدین و مردم نسبت به فیلم متفاوت بوده است،عده ای آن را میخکوب کننده توصیف کرده و عده ای هم آن را به خاطر تمهیدات بحث بر انگیز و مصنوعیش رد کرده اند.اما این فیلم بدون شک یک حادثه است،آن قدر که امید می رود که پارامونت در داخل و برادران وارنِر در خارج از کشور آن را به نحوی گسترده در سراسر دنیا به فیلمی که تماشایش برای مخاطبین واجب است تبدیل کنند.

Interstellar (7)علی رغم این که فیلم در ژانر علمی-تخیلی جای می گیرد اما این محصول عظیم تعنه ای هم به واقعیت های علمی-یا حداقل فرضیه های هوشمندانه-می زند تا آن جا که فکر ترک گفتن و باز گشت به منظومه شمسی خودمان را تا آن جا که ممکن است باور پذیر می سازد.اما مخاطب تا آن جا حاضر به پذیرش حتی تخیلانه ترین ایده ها است که قواعد بازی مشخص باشد.جهش بزرگ کریستوفر نولان آن جا است که می خواهد فیلم،که قرار است شاهکارش باشد،را با یکی از عواطف اساسی انسان،یعنی عاطفه میان فرزند و والدین،غنی سازد.پیوندی که خوب جوش خورده اما عقیم می ماند.

Interstellar (8)مردم دنیا اکنون که قانع شده اند دنیا در انحطاطی بی باز گشت قرار گرفته است،آماده پذیرفتن فرضیه فیلم نامه نوشته شده توسط برادران نولان،جاناتان و کریستوفر،هستند.فرضیه ای که حیات در دنیا را در آینده ای نزدیک غیر ممکن می داند.نویسندگان فیلم نامه با تیز هوشی این انحطاط را گردن مفاهیم کلی ای چون “گرم شدن زمین” یا “تغییرات آب و هوایی” نمی اندازند،بلکه “بلایایی” که بی شباهت به شن روان سال ۱۹۳۰ نیستند را علت این حادثه معرفی می کنند.در این وا نفسا،گندم و دیگر محصولات دیگر بختی برای ادامه حیات ندارند،در حالی که ذرت کارانی چون کوپِر (با بازی مَتیو مَک کاناهِی) هنوز زمان دارند.Interstellar (10)کوپِر به نسلی سوخته تعلق دارد.او که سابقاً مهندس و خلبان آزمایشی بوده است،امید داشت که فضانورد شود اما شرایط بد اقتصادی منجر به تعطیلی ناسا و برنامه فضایی شد.دختر ده ساله و پیش رس او،مُرف (با بازی مَکِنزی فوی) هم عشق دیرین پدر را دارد.یکی از جالب ترین صحنه های فیلم آن جا است که معلم ابتدایی،مُرف را شماتت می کند که چرا عقیده دارد که ماموریت آپولو واقعا اتفاق افتاده است.[در داستان فیلم] تاریخ دوباره نوشته شده است تا بر این نکته پا فشاری شود که این وقایع در رقابت با اتحاد جماهیر شوروی،تنها جنگی تبلیغاتی بوده اند برای ورشکستگی و به زانو در آوردن این کشور.(البته کریستوفر نولان از این که بگوید اِستَنلی کوبریک صحنه قلابی نشستن روی ماه را به تصویر در آورده،پرهیز می کند.)

Interstellar (9)مزرعه دور افتاده ی کوپِر نیز صحنه هایی از “The Wizard Of Oz/جادوگر شهر اُز” را در ذهن تداعی می کند،جایی که در آن هم راه با او پسر پانزده ساله اش تام (با بازی تیمِتی چالِمَت) و دانِلد (با بازی جان لیتگو)،پدر همسر فقیدش،نیز زندگی می کنند.به هر حال هر گونه خیال پردازی در مورد فرار به مکانی بهتر،دور از ذهن می نماید.در جایی خود کوپِر با حسرت می گوید:”قبلاً به آسمان نگاه می کردیم و از خود می پرسیدیم که جای ما بین ستاره ها کجا است؟اما حالا فقط به پایین نگاه می کنیم و از خود می پرسیم جایمان در خاک و کثافت کجا خواهد بود.”

Interstellar (3)اما بدانید و هوشیار باشید که ناسا هم چنان وجود دارد،تنها نکته این جا است که به صورت زیر زمینی فعالیت می کند.با پیش بینی های داهیانه پروفِسور بِرَندِ پیر (با بازی مایکِل کِین) سازمان مخفیانه در حال احیا تلاش هایش برای یافتن مسکنی جدید برای ساکنان زمین است؛تلاش هایی که تحت برنامه ای با نام با مُسمای ماموریت لَزِرِس (لَزِرِس نام مردی است که طبق روایت عهد جدید بعد از این که مُرد،به دست عیسی مسیح دوباره زنده شد.) صورت می گیرند.طبق توضیحات بِرَند،طریق انجام این مهم از راه دالانی است که در نزدیکی عطارد قابل رویت است و بخش قابل توجهی از دیالوگ های فنی و نمایش های فیزیکی فیلم نیز معطوف به ارائه جزئیاتی شده است که چگونگی نفوذ فضانوردها به این پوشش فضایی و بیرون آمدن از آن در کهکشانی دیگر و نزدیک به سیاره ای که شاید دارای حیات-آن طور که مد نظر ما است-باشد را شرح می دهند.(نام کِپ ثورن،فیزیک دان و تئوریسین برجسته،به خاطر نقش او در این توضیحات و دیگر ابعاد فضایی داستان به عنوان تهیه کننده اجرایی در فیلم درج شده است.)

Interstellar (4)کوپِر نمی تواند در برابر دعوت برای شرکت در این ماموریت به عنوان خلبان [سفینه] مقاومت کند اما نگرانی بابت ترک خانواده،به ویژه مُرف،او را از نظر عاطفی دچار تردید می کند.او در صحنه ای که یاد آور “The Terminator/نابودگر” است،با خود زمزمه می کند:”من بر می گردم.” اما حتی اگر بر گردد هم به نظر می رسد که او و هم قطارانش تنها به اندازه کسری از مدت عمر ساکنان زمین پیر می شوند.مُرف هم تسلی ناپذیر است و این حس خود را با قاطعیت و طی سالیان دراز حفظ می کند.

Interstellar (9)در دقیقه چهل و سوم فیلم،کریستوفر نولان ادای دین کوچک و زیرکانه ای دارد به فیلم “۲۰۰۱:A Space Odyssey/دو هزار و یک:ادیسه فضایی”،آن جا که صحنه دور شدن وانت کوپِر قطع می شود به پرتاب هم راه با آتش و شعله سفینه او به فضا.دیگر تکنیک های به کار گرفته شده در تدوین فیلم بر سکوت مطلق حاکم بر فضا تاکید دارند که در تضاد کامل با صدای پر از گفت و گو و موسیقی ساخت هانس زیمِر است که اغلب خیزان است و گاه مسلط و به نحوی نامتعارف با تکنیک دیوار صدا (یک فرمول تولید موسیقی) اجرا شده است.

Interstellar (11)خدمه اندک سفینه شامل افراد دیگری نیز می شود؛از جمله دختر دانشمندِ بِرَند،آمیلیا (با بازی اَن هَتْاِوِی) که به نحوی غریب تودار است،فیزیک دان فضایی اندیشناک رامیلی (با بازی دِیوید گیاسی در نقشی که به نحوی عجیب کم به آن بها داده شده است،آن قدر که بیننده آرزو می کند که او جای کار بیش تری می داشت.) نقش جزئی دانشمند و کمک خلبان دویِل (با بازی وِس بِنتلْی) و سر انجام اما نه کم اهمیت تر از سایرین،ربات رایانه ای TARS (با صدای بیل اِروین) و دعوای طنز گاه به گاه میان HAL 9000 و R2D2.مسائلی که میان فضانوردان رخ می دهند آن چنان جذابیتی ندارند و به ویژه شخصیت آمبلیا به نحوی آزار دهنده مبهم باقی می ماند و تماشاگر را قانع نمی کند.شخصیتی که در تقابل کامل با مَتیو مَک کاناهِی در نقش پر انرژی،اگر چه حسرت زده،فرمانده ماموریت قرار می گیرد،نقشی که این بازیگر با قدرت و حسی قابل لمس آن را ایفا می کند.

Interstellar (12)سفر به عطارد دو سال به طول می انجامد و پیش از آن که راهی مسیر سخت حفره شوند،خدمه در خوابی که زیرکانه “چرت طولانی” نامیده می شود،فرو می روند.(عنوانی بی نقص برای نسخه داستان کوتاه “The Big Sleep/خواب بزرگ”.) شاید ناموجه ترین نکته در کل فیلم این باشد که حتی از یک کهکشان دیگر،میزانی از ارتباط با خانه امکان پذیر است.اما [در این مدت] در زمین بیست و سه سال سپری شده است و معنی آن این است که مُرف اکنون در دهه سوم عمر خود است و نقش او را جِسیکا چَستِین بازی می کند.او هم چنان از این که پدرش وی را ترک کرده است،عصبانی و خشمگین است-مسئله ای که واقعاً بیش از حد بر آن تاکید شده است-در حالی که آمیلیا خوش حال است که پدرش-که هنگام شروع سفر هشتاد و اَندی داشت-هنوز در قید حیات است.

آن چه که هنگام رسیدن آن ها به سیاره ای برهوت و پر از برف اتفاق می افتد را بهتر است واشکافی نکنیم،علی رغم این که حضور شگفتی آور مسافری که پیش از آن ها به آن جا رفته برای مدت زیادی مخفی نمی ماند.اما به جز فیلم “۲۰۰۱:A Space Odyssey/دو هزار و یک:ادیسه فضایی” که در اواخر فیلم با نمایش کوپر پیر که روی تخت اتاق استریل دراز کشیده بار دیگر مورد اشاره قرار می گیرد، فیلم دیگری که میان ستاره ای به آن اشاره می کند “Forbidden Planet/سیاره ممنوعه” ساخته سال ۱۹۵۶ است؛هر دو فیلم داستان سفر به سیاره ای در کهکشانی دیگر را به تصویر می کشند که انسان پیش از آن به آن جا پا گذاشته و با رابطه پدر-دختری روزگار می گذراند.

Interstellar (13)علی رغم این که استفاده دو سویه از پیوند پدر-فرزندی حاکی از اهمیت فوق العاده این مطلب برای کریستوفر نولان است و گویای تلاشی است مشروع و نادر برای عاطفی کردن ژانر علمی-تخیلی اما این موضوع به نحوی کوته بینانه مورد تاکید بیش از حد قرار گرفته است.خشم بی امان مُرف نسبت به پدرش تنها خصوصیت شخصیتی او باقی می ماند تا حدی که کسالت بار می شود.او شخصیتی بسته است.شخصیت برادر که نقش او در بزرگ سالی را کِیسی اَفلِک بازی می کند نیز خیلی اندک بسط داده شده و تضاد بارزی در برابر نحوه رفتار مُرف ارائه نمی دهد.

Interstellar (5)با وجود تمام ابعاد ماجراجویانه و آینده نگرانه فیلم،”Interstellar/در میان ستارگان” بیش از حد ریشه در احساسات زمینی و واقعیت های علمی دارد و نمی تواند به واقع خیز بر دارد و به قلمرو ناشناخته ها و قلمرویی به واقع خطرناک وارد شود.فیلم علی رغم این که در مواقعی غافل گیر کننده می شود اما هیچ گاه با وحشت نامتناهی و خلا رو به رو نمی شود،حال هر چقدر هم که در دیالوگ ها از وجود “روح” سخن گفته شود و یا هر چقدر در پس زمینه شعر دیلِن تامِس را بشنویم که “به شب نیک آرام وارد نشو/از مردن نور خشمگین باش،خشمگین باش.”

Interstellar (1)“Interstellar/در میان ستارگان” به روشی خوش بینانه و انسانی این موضوع را مطرح می سازد که حتی اگر چراغ در جایی به آرامی در حال مردن است اما ممکن است در جایی دیگر همان چراغ وجود داشته باشد و جای آن را بگیرد.اما در این جا خشمی در کار نیست.هر آن چه هست،عقیده ای سالم است بر عزم راسخ و روحیه خواستن توانستن نیمه قرن بیستم آمریکایی ها.این که آیا این کافی است یا خیر سوالی است دیگر.

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=210

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *