هنر معاصر در خانه هنرمندان بررسی شد

نشست نقاشی و مجسمه‌سازی معاصر با سخنرانی حمید شانس و بهنام کامرانی، ۱۱ دی ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

نشست نقاشی و مجسمه‌سازی معاصر با سخنرانی حمید شانس و بهنام کامرانی، عصر پنجشنبه ۱۱ دی ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

این نشست با حضور بهنام کامرانی و حمید شانس در حاشیه برگزاری نمایشگاه گروهی منتخب آثار اعضای انجمن هنرمندان نقاش ایران با عنوان «فصلی از هنر» که در نگارخانه‌های خانه هنرمندان ایران دایر است، برپا شده بود.

در ابتدای این نشست بهنام کامرانی ضمن تشکر از انجمن هنرمندان نقاش ایران برای فراهم آمدن فرصت گفت و گو، اظهار کرد: خوشحالم از این که دوباره پویایی جدیدی در این انجمن ایجاد شده و بدین وسیله می‌توان بررسی کرد که نقاشی اصلا چه امکاناتی را پیش روی ما قرار می‌دهد. در این نشست ما تلاش داریم امکانی را فراهم کنیم برای اندیشیدن به این موضوع که نقاشی و مجسمه‌سازی امروز چه چیزی می‌تواند باشد. در این راستا ابتدا باید دید نقاشی ایران در کجا قرار گرفته است و سپس آن را به وضعیت جهانی پیوند زد.

وی افزود: چون در تهران صحبت می‌کنیم، من درباره هنر پایتخت حرف می‌زنم چون همانطور که می‌دانید این هنر تا حدود زیادی در برخی موارد با هنر شهرستان‌ها فرق می‌کند، به خصوص از نظر نحوه ارائه، تولید آثار و اقبالی که از نظر اقتصادی به این رسانه معطوف است. این سوال برای خیلی از نسل‌های روشنفکری ایران سوال اساسی بوده که چطور مناسبات‌شان را با جهان هم ساز کنند. می‌دانید که روشنفکرهای نسل اول بیشتر در پی این بودند که برای عقب ماندگی‌ای که در طول تاریخ قاجار و شاید قبل از آن وجود داشت، چیزهایی را ترجمه کنند و یا هنری را به شکل ابزاری وارد کنند.

کامرانی با اشاره به این که نسل های بعدی بر وضعیت ایرانی بودن و مناسبات دینی تاکید داشتند، اضافه کرد: در ۲۰ سال اخیر نسلی ظهور کرده که امکاناتش را در وجهی گفت‌و‌گویی دنبال می‌کند، رسانه‌ها و وضعیت جهانی نیز این وضعیت را بیشتر فراهم کرده است و از قبل این مسئله ما دیگر نه دیر هستیم و نه زود، چنانچه زنده‌یاد بهمن محصص می‌گفت که ما همیشه اینجا زودیم و آنجا دیر. در واقع عاقبت خیلی از روشنفکران دینی اینطور بود.

بسیاری تنها نقاشی می کشند که بفروشند

این هنرمند یادآور شد: نقاشی امروز این امکان را فراهم کرده است که یک نقاش همان قدر بتواند از منظره‌سازی چینی استفاده کند که از نقاشی بومی نقطه‌ای هنرمندان استرالیا و همینطور وجهوی برای اینکه مشخص باشد از کدام کشور آمده را نیز به آن اضافه کند. بنابراین من فکر می‌کنم که ما در یک وضعیت همسان با تولیدات جهانی در رسانه نقاشی قرار داریم. امروزه خیلی از نقاش‌های جوان ما به راحتی حتی راحت‌تر از آن که بتوانند در بعضی از گالری‌های تهران نمایشگاه بگذارند، کارهایشان را به خارج می‌فرستند و
نمایشگاه‌های خارجی دارند.

وی افزود: از طرف دیگر شهری مثل تهران، شهری است که به طور نا‌بسامانی رشد کرده، خیلی از ساختمان‌های ما به درستی در شهر تعریف نشده و اصولا معماری و خیلی از مناسبات شهری در تهران بر پایه سرمایه و مبادله سرمایه دارد شکل می‌گیرد. متاسفانه خیلی از نقاشان امروز ما به این شکل نقاشی را برای وجهی از اندیشمندی تولید نمی‌کنند، نقاشی می‌کشند که بفروشند البته فروش اثر اصلا بد نیست ولی اینکه فقط هنر را تولید کنید که فروخته شود، آن وقت یک وجه انتقادی پشتش قرار دارد درست مثل معماری، ما ساختمان‌هایی داریم که فقط ساخته می‌شوند که فروخته شود نه اینکه از نظر بصری در شکل کالبدی شهر مطرح باشند.

این استاد دانشگاه با تاکید بر این که باید جرأت اندیشیدن داشته باشیم، در ادامه به بررسی جایگاه هنر بدون مرزبندی و تضادهایی که از این راه در دل برگزاری بی‌ینال‌ها و دوسالانه‌های جداگانه‌ای با عنوان نقاشی، نگارگری، خوشنویسی و … ایجاد می‌شود، پرداخت و مقوله نقاشی به مثابه هنر را تشریح کرد.

کامرانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: در نقاشی معاصر خود نقاشی مهم نیست، بلکه دیدی از آنچه که نقاش دارد ثبت می‌کند، مهم است و شایستگی این را
نشان می‌دهد که هنوز رسانه‌ای وجود دارد، هر چند سنتی، که می‌تواند با خصلت‌های خاص خودش، چیزها را نشان بدهد و از آنها پرسش کند.

در ادامه این نشست حمید شانس به سخنرانی پرداخت و گفت: می‌خواهم به این بحث بپردازم که مجسمه‌سازی معاصر جهان به چه معنا است و چطور می‌شود به آن نگاه کرد. فکر می‌کنم احتمالا مجسمه‌سازی معاصر جهان بیش از نقاشی معاصر، ممکن است برای مخاطب ما مبهم باشد. علتش این است که نقاشی در مملکت ما بالای ۲ هزار دانشجو می‌گیرد و تا مقطع فوق لیسانی بیش از ۱۲ هزار دانشجوی سالیانه دارد در حالی که کل مجسمه‌سازی کشور سالانه ۷۰ دانشجو می‌گیرد آن هم یکی در میان دانشکده‌ها کم می‌گیرند که تعداد مجسمه‌سازها زیاد نشود و طبیعی است که از لحاظ کمی جریان نحیفی به شمار می‌آید.

تولید برای معیشت تبدیل به تولید برای پرستیژ و هویت شده است

وی افزود: معاصر یعنی امروزی، لغتی است جدید که از عمر آن بیش از ۱۵۰ سال نمی‌گذرد. در ۴ دهه اخیر تولید بشر به بیش از ۸ برابر کل تولید بشریت در تاریخ، رسیده است و این امر بسیار مهمی است. بدین ترتیب معنای معیشت، معنای تولید و  معنای طراحی عوض شده است، امروزه تولید صرف برای معیشت تبدیل شده به تولید برای داشتن پرستیژ، هویت و برند. همچنین با وجود اینترنت و موبایل مفاهیم اساسی مجسمه‌سازی اعم از زمان، مکان، فضا، ابعاد و جغرافیا تغییر کرده است. بنابراین من با آقای کامرانی موافق هستم که بخش وسیعی از صحبت درباره نقاشی و مجسمه‌سازی یکسان است زیرا ما امروزه باید درباره هنر در کنار نگاه تخصصی، نگرش کلی‌تری نیز داشته باشیم و به
آن بها دهیم.

این استاد دانشگاه در ادامه اظهار کرد:‌ امروزه یک تعریف کلی از مجسمه‌سازی معاصر ارائه نمی‌شود بلکه مجموعه‌ای از هنرمندان را با آثارشان در چارچوب یک شبکه به نام شبکه هنر که مجسمه‌سازی بخشی از آن است، مطرح می‌شود. در واقع تاریخچه مجسمه‌سازی معاصر بهتر از هر تعریفی می‌تواند توضیح دهد که مجسمه‌سازی معاصر چیست. در واقع این گستره، چیدمان را هم شامل می‌شود.

شانس در ادامه به تشریح مجسمه‌سازی معاصر و نقش مدرنیته در آن و همچنین نقش هنرمندان بزرگ معاصر در این رشته، از نگاه خویش پرداخت.

در ادامه این نشست هر دو هنرمند تصاویری از نقاشی و مجسمه معاصر پخش کردند و درباره آنها به گفت‌و‌گو پرداختند. در پایان نشست نیز حاضران پرسش‌هایی را در این زمینه مطرح و سخنرانان پاسخ‌هایی را در ارتباط با آنها ارائه کردند.

علاقمندان به دیدن و خرید از نمایشگاه انجمن هنرمندان نقاش ایران، می‌توانند تا ۱۸ دی‌ماه همه روزه از ساعت ۱۳ تا ۲۰ به نشانی خیابان آیت‌الله طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، باغ هنر، خانه هنرمندان ایران مراجعه کنند.

منبع: مهر

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=681

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *