۳۱ مارس (۱۱ فروردین)/ خاطره بازی با کریستوفر واکن و «شکارچی گوزن»: دوست دارم وقتی گلوله رو شلیک می کنم یه منطق درست و حسابی پشتش باشه + لینک موسیقی

امروز ۳۱ مارس (۱۹۴۳) سالروز تولد کریستوفر واکن بازیگر بزرگ اسکاتلندی/ آمریکایی است. به بهانه تولدش به او و یکی از مهم ترین آثار کارنامه اش – یعنی «شکارچی گوزن»- پرداخته ایم.

اختصاصی هفت سرزمین/ در بخش «سینما- خاطره»، هر روز خاطره هایمان با فیلمسازان و هنرپیشه ها و هر آن کس را که به واسطه سینما خاطره ای از او به یاد داریم مرور می کنیم. به بهانه تولدشان؛ که مناسبت بسیار بسیار بهتری است از سالروز مرگشان؛ و چه بهتر که هنوز زنده باشند و خاطره هایمان رنگ فقدانشان را نداشته باشد…

طبیعتا به همه متولدین هر روز نمی توانیم بپردازیم (البته در حال راه اندازی بخشی به نام «تقویم- امروز» هستیم که در آن، به متولدان هر روز- در عرصه های فرهنگ و ادب و هنر- اشاره خواهیم داشت)؛ اما تلاش می کنیم هر روز، به بهانه تولد، سراغ یک نفر برویم و خاطره های مشترکمان را با او و آثارش مرور کنیم.

امروز- ۳۱ مارس  (۱۱ فروردین) – به سراغ کریستوفر واکن و یکی از مهم ترین آثار سینمایی کارنامه اش – یعنی «شکارچی گوزن» – رفته ایم.

در انتهای این مطلب هم می توانید تم اصلی بسیار زیبای موسیقی فیلم «شکارچی گوزن» را بشنوید.

***********

توضیح ضروری: امروز سالروز تولد اوان مک گرگور (بازیگر مشهور آمریکایی با آثاری مانند «جنگ ستارگان» و «ماهی بزرگ») /کریستوفر واکن (بازیگر بزرگ اسکاتلندی/ آمریکایی با آثاری هم چون «شکارچی گوزن» و «پالپ فیکشن»)/ فولکر شلوندروف (کارگردان آلمانی با اثری هم چون «طبل حلبی») و البته آلخاندرو آمنابار (کارگردان شیلیایی با آثاری هم چون «دیگران» و«آگورا») است؛ اما به دلایل عدیده! انتخاب ما کریستوفر والکن بود.

********

آنونس «هفت سرزمین»!: فردا- ۱۲ فروردین (۱ آپریل)- سالروز تولد توشیرو میفونه (بازیگر مشهور ژاپنی با آثاری مانند «ریش قرمز» و «هفت سامورایی»)/ لان چانی (بازیگر کلاسیک آمریکایی با آثاری هم چون «شبح اپرا»)/ و البته ییلمازگونی (کارگردان فقید ترکیه ای با اثری هم چون «راه/‌یول») است؛ اما به دلایل عدیده! انتخاب ما توشیرو میفونه خواهد بود.

پس به همین بهانه، فردا به سراغ او و یکی از آثار مهم کارنامه اش- یعنی «هفت سامورایی»- خواهیم رفت.

*********

کریستوفر واکن: ۳۱ مارس ۱۹۴۳

کریستوفر واکن (Christopher Walken) با نام اصلی رونالد واکن در روز ۳۱ مارس ۱۹۴۳ از مادری اسکاتلندی و پدری آلمانی در نیویورک به دنیا آمد.

 واکن پیش از ورود به حرفه بازیگری، در شغل تربیت کننده شیر در یک سیرک!! کار می کرد و سپس برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه هوفسترا شد اما پس از گذشت یک سال تحصیل در دانشگاه را رها کرد و به دنبال بازیگری رفت.

واکن  در سال ۱۹۵۳ و در زمانی که فقط ده سال داشت به همراه دو برادر دیگرش گلِن و کِنِث در چند مجموعه تلویزیونی ظاهر شد.

واکن نام کوچک خود را در سال ۱۹۷۰ از رونالد به کریستوفر تغییر داد. او در سال ۱۹۶۹ با جورجیا تُن ازدواج کرده و هم چنان پس از چهل سال زندگی مشترک فرزندی ندارند.

او تا ۱۹۷۰ با بازی در چند سریال تلویزیونی خود را به کارگردانان شناساند تا این که در سال ۱۹۷۰ با بازی در نقشی کوتاه در فیلم «کلئوپاترا»‌به سینما وارد شد.

کریستوفر تا ۱۹۷۸ در چند فیلم بازی کرد که شاخص ترین آن ها «آنی هال»‌یود اما بازی در «شکارچی گوزن» در سال ۱۹۷۸ بی تردید نقطه عطف کارنامه او بود. او به خاطر بازی حیرت انگیزش در نقش مکمل کاراکتری به نام «نیک»؛ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای همین فیلم دریافت کرد.

بازی موفق و ارزشمندش در این فیلم او را به عنوان هنرپیشه ای توانا به هالیوود و سینمای جهان شناساند و از آن پس در بیش از ۵۰ فیلم بازی کرد که از مهم ترین و موفق ترین‌ان ها می توان به این فیلم ها اشاره کرد:

داستان عامه‌پسند(۱۹۹۴)/ بازگشت بتمن(۱۹۹۲)/ جک کانگورو(۲۰۰۳)/ به جنگل خوش آمدید(۲۰۰۳)/ مردی در آتش (۲۰۰۴)/ اسپری‌مو (۲۰۰۷)/ مورچه‌ای به نام زی (۱۹۹۸)/ اگه می تونی منو بگیر (۲۰۰۲)/ هفت بیمار روانی (۲۰۱۴)/‌ مردان قوی (۲۰۱۳)/ پسران جرسی (۲۰۱۴) و …

از مهم ترین نقش ها و کاراکترهای او باید به نقش «سوار بی سر» در «اسلیپی هالو»؛ و البته «کاپیتان کونز» در «پالپ فیکشن» اشاره کرد که به مدد مونولوگ طولانی و مفصلش- به قلم تارانتینو – بی تردید از شیرین ترین نقش های او بوده است.

کریستوفر واکن

 کریستوفر واکن

**

شکارچی گوزن/ مایکل چیمینو/ ۱۹۷۸

«شکارجی گوزن» (The Deer Hunter) به کارگردانی مایکل چیمینو و محصول سال ۱۹۷۸ کمپانی یونیورسال –  که به دلیل سکانس تکرار ناشدنی و حیرت انگیز رولت روسی با نام «رولت روسی» هم مشهور استاز شاهکارهای تاریخ سینما در ژانر درام/‌ جنگی است.

داستان این فیلم ۱۸۲ دقیقه ای، روایت پر فراز و نشیب و بسیار زیبای چند دوست از شهری آرام در آمریکا تا ویتنام است: میچل (رابرت دنیرو)/ نیک (کریستوفر واکن)/ استن (جان کازال)/ استیون (جان ساویج)/‌ جان (جرج دسانزا) چند دوست جوان بسیار نزدیک هستند که هر روز بعد از کار سخت در کارخانه ای در شهر کوچکشان به باری می روند و وقت خود را با هم می گذرانند. 

در این میان، میچل عاشق شکار گوزن است و آخر هفته ها به اتفاق دوستانش به شکار می روند. نیک هم عاشق دختری به نام لیندا (مریل استریپ) است و در حال تدارک برگزاری عروسی خود هستند که آمریکا با ویتنام وارد جنگ می شود.

دوستان نیک به جنگ فراخوانده می شوند و موحش ترین و سخت ترین تجربه های ممکن را در طول جنگ از سر می گذرانند. 

در بازگشت از جنگ، اوضاع عوض شده و تغییرات بسیاری در شهر کوچکشان اتفاق افتاده است. میچل با لیندا ملاقات می کند و بعد از یافتن ردی از نیک که در ویتنام اسیر شده به جستجوی او به ویتنام برمی گردد.

نیک در این سال ها وارد بازی وحشتناکی به اسم «رولت روسی» شده و با جان خود بازی می کند. تلاش میچل برای نجات او نتیجه ای ندارد و نیک در جریان همین بازی کشته می شود.

میچل به شهر باز می گردد در حالی که جمع دوستانه شان و همه خاطراتشات به خاطر جنگ ویتنام از هم پاشیده است.

فیلم های ضد جنگ فراوانی در دهه ۷۰ میلادی به خصوص با محوریت جنگ ویتنام ساخته شده  (از جمله «اینک آخرالزمان» و …) اما فیلمی که با ساخته شدنش لقب «بهترین فیلم سینمای جنگ در دهه هفتاد میلادی» را از اکثریت منتقدین سینمایی گرفت «شکارچی گوزن» بود که هم در گیشه و هم از نظر هنری بسیار موفق بود.

«شکارچی گوزن» نه تنها تقریبا اغلب جوایز سینمایی مهم سال را شکار کرد بلکه با شیوه روایت تغزلی و بسیار یگانه خود و به ویژه با بازی های خیره کننده تمامی بازیگران، تأثیر عمیقی بر این ژانر سینمایی و فیلم های پس از خود – و حتی بر جامعه‌ آمریکایی- گذاشت.

در کنار بازی درخشان رابرت دنیرو که نامزدی اسکار را برای او به همراه داشت، باید از بازی درخشان و به یادماندنی کریستوفر واکن در نقش نیک یاد کرد که به حق اسکار بهترین بازیگر نقش دوم را نصیبش کرد.

مایکل چیمینو اسکار بهترین کارگردانی را گرفت و خود فیلم به عنوان بهترین فیلم آکادمی اسکار در سال ۱۹۷۸ انتخاب شد. مریل استریپ نیز نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش دوم زن شد و پیتر زینر جایزه بهترین تدوین را به خاطر این فیلم دریافت کرد. فیلم هم چنین در رشته های فیلمنامه و فیلمبرداری هم نامزد دریافت اسکار شد.

جایزه گلدن گلوب برای بهترین کارگردانی و انتخاب آن به عنوان بهترین فیلم سال توسط منتقدان فیلم نیویورک از دیگر افتخارات «شکارچی گوزن» بود. «شکارچی گوزن» در فهرست ۱۰ فیلم برتر سال نشریات تایم و نیویورک تایمز قرار گرفت. هم چنین این فیلم در لیست ۵۰ فیلم درام برتر تاریخ سینما قرار گرفته است.

از دیگر ویژگی های مهم و شاخص فیلم باید به موسیقی بسیار زیبا و به یادماندنی آن هم اشاره کرد که ساخته استنلی مه یرز است؛ به خصوص تک نوازی گیتار عنوان بندی ابتدایی و انتهایی آن که توسط جان ویلیامز گیتاریست (با جان ویلیامز آهنگساز فیلم های اسپیلبرگ اشتباه نشود) که دقیقا همسو با لحن تراژیک و تغزلی فیلم تأثیرگذار است.

 Cavatina نام یک قطعه موسیقی است که توسط استانلی مه یرز – آهنگساز انگلیسی- سروده شد و به عنوان تم اصلی «شکارچی گوزن» هم هست.

عنوان فیلم با توجه به شخصیت میچل (رابرت دنیرو) که شکارچی گوزن است انتخاب شده و نمادی فلسفی از مضمونی است که در ارتباط با شکار گوزن و جنگ ویتنام در فیلم جریان دارد.

در سکانسی از فیلم، میچل به نیک می گوید:

دوست دارم وقتی گلوله رو شلیک می کنم یه منطق درست و حسابی پشتش باشه.

Print Friendly
لینک خبر : http://www.7sarzamin.ir/?p=5772

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *